شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
از فرمايشات گهربار حضرت رسول اكرم (ص ) در خصوص مداومت بر نماز جماعت / وَ مَن لزم جَماعَه المُسْلِمين حُرِمَتْ عَلَيْهِم غَيبَتُهُ وَ ثبتت عَدالَتُه / كسي كه بر نماز جماعت مداومت داشته باشد، غيبت او بر مسلمانان حرام وعدالتش ثابت مي شود .

منو اصلی
ساعت
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
تقویم
اخبار
آثار ترويج فرهنگ صداقت و شهادت در ارتقاي خدمت به جامعه2

آثار ترويج فرهنگ صداقت و شهادت در ارتقاي خدمت به جامعه
ایرج نيكجو
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام

 

چكيده:
امروزه يكي ازدغدغه ها ونگراني هاي مسئولين كشور و دلسوزان جامعه به خصوص افرادي كه به نحوي با مسائل فرهنگي و اجتماعي سروكاردارند ،‌موضوع تهاجم فرهنگي از بيرون وغفلت وسهل انگاري درامور فرهنگي دردرون است واينكه درمقابله فرهنگي بايد چه گونه عمل كرد، بديهي است. درهرمبارزه ونبردي بايد بين نيروي مهاجم ونيروي هماورد او سنخيت وتناسب لازم وجود داشته باشد ،مثلاً دريك جنگ نظامي بايد از تجهيزات وفنون نظامي برتر برخوردار بود ودريك مبارزه سياسي از روشهاي سياسي مناسب بهره گرفت ودريك مواجه ورويارويي فرهنگي از فرهنگ وعوامل فرهنگي مناسب ، غني ومتقن استفاده كرد . لذا در يك تقابل فرهنگي بايد متكي به فرهنگ اصيل وريشه داري بود تا بتواند با مظاهر ضد فرهنگي مهاجم مقابله كند وروشن است كه استفاده از روشهاي غلط وبرخوردهاي غير اصولي وعدم توجه به مباني ،‌نه تنها درجهت حل موضوع كمكي نمي كند چه بسا آثار منفي ناشي از آنها آب به آسياب دشمن ريخته وروند استحاله فرهنگي را تشديد مي كند. البته ممكن است برخي حركات و روشهاي غيراصولي دركوتاه مدت تأثيرات مقطعي داشته باشد ، امّا اين راه چاره وحل مبنايي مسأله نيست ، بلكه مشكل درجايي ديگر وبا چهره اي ديگر ظهور خواهد كرد . پس ما درمقابله با آنچه امروزه به عنوان تهاجم فرهنگي ويا سير به سوي بي هويتي دربخشي از جامعه ناميده مي شود ، نيازمند به يك فرهنگ غني وعميق وقدرتمندي هستيم كه موجب عزت وكرامت انسانها شود وآنها را از سقوط حفظ نمايد واين نيست مگر فرهنگ غني وعزت بخش مجاهدت وشهادت كه مبتني بر تشيع علوي است . همان فرهنگي كه شهداي عزيز ما با تأسي به آن از دو ميدان جهاددرون وبيرون سرافراز وفاتح بيرون آمدند، در این مقاله سعی شده است تا آثار و پیامد های فرهنگی فرهنگ ایثار و شهادت بیان شود
واژه هاي كليدي: فرهنگ- ايثار- شهادت- شهید- آثار فرهنگي


مقدمه
شهادت اوج تعالي انسان است، در فرهنگ اسلام و به خصوص تشيع ارزشمندترين و گرانبهاترين حركت، شهادت است. شهيد كسي است كه با نثار جان خود، درخت اسلام را آبياري كرده و فساد را ريشه كن مي‌كند. شهيدان مقاومت و پويايي جامعه را تضمين مي نمايند و به جامعه ظرفيت روحي مي بخشند و ضعف وسستي را از بين مي برند. اگر خون شهيدان نبود كه شجره طيبه رسالت را سيراب نمايد، نه از اسلام خبري بود ونه از مكتب توحيد بخش الهي اثري. اسلام كساني را كه در راه خدمتگزاري به دين خويش جان مي‌دهند، صاحب مرتبه اي خاص مي داند. همين امر (مرتبه خاص) از منابع دست اول (قرآن وحديث) و منابع دست دوم (سيره، مغازي، علم الرجال وتفسير) آشكار وهويدا است. درحقيقت پرمحتواترين عنوان در راستاي تكامل انسان از ديدگاه متون اسلامي عنوان شهيد است. شهيد با قطرات خون سرخ وزيبايش ، راه اصلي انسانها وخط اصيل سعادت بشر را علامت گذاري مي كند تا رهروان در وسط راه گم نشوند، بلكه از پي او با نشانه به پيش روند و به سعادت ابدي دست بيابند وخلاصه شهيد كسي است كه از فنا رسته وبه ابديت وبقاء پيوسته است و اما اساس شهادت، مجاهدت در راه خدا و اجراي فرامين اوست. از اين رو تمام كساني كه به گونه اي در راه بشريت خدمت كرده يا جهت احقاق حق يا آزادي يا مبارزه با ظلمي جان خود را ازدست داده اند، به مقام شهات نائل مي شوند. همين طور صاحبان انديشه كه در راه خدمت به بشريت جان باخته اند، درحقيقت اين افراد با ازخود گذشتگي وبا سوختن وجان در كف نهادن، محيطي فراهم كرده اند تا ديگران در كمال آرامش و آسايش به كار وتلاش خود بپردازند. به همين دليل است كه مي گويند شهدا شمع محفل بشريتند. درحقيقت شهيد با پرتو نور وجود خود، راه را براي حركت وتلاش وجنب وجوش و آسايش ديگران مهيا مي سازد كه در غير اين صورت يعني در تاريكي وظلمت ناشي از جهل و بي خبري و ظلم وستم وتجاوز ، مجالي براي حركت باقي نمي ماند.
يكي از فضايل اخلاقي كه نقش بسزايي در سازندگي دارد صداقت در گفتار و عمل است و به راستي يكي از مهم‌ترين پايه‌ها و اصولي است كه اساس جوامع انساني را تشكيل مي‌دهد، ترقي و عروج ملت‌ها و امت‌ها بر اساس پايبندي و التزام آنان به صداقت در كردار و گفتار آنان عيارگذاري مي‌شود و از آن‌رو كه انسان‌ها براثر نيازمندي‌هاي فراوان روحي و جسمي ناگزيرند به صورت اجتماعي زندگي كنند و آنچه بقاي چنين حياتي را تضمين مي‌كند، صداقت و راستي ميان افراد جامعه است، پس بقاي يك جامعه ايده‌آل منوط به اين صفت است، و از سوي ديگر اصولاً فطرت بشر با راستي و صداقت سرشته شده است اگر انسان به همان فطرت اصلي خود باقي بماند و كشش و عوامل خارجي او را از راه فطرت منحرف نسازند، همواره به سوي پاكي‌هاي فضايل متمايل و از رذايل پيراسته خواهد بود، ولي عوامل مختلف از قبيل؛ تربيت، محيط و نظاير آن مي‌توانند از بروز اين صفات جلوگيري نموده و حتي صفات رذيله مانند دروغگويي را جايگزين آن سازند... .
مفهوم شناسي وتعاريف ايثار وشهادت
برخي كلمات ومفاهيم داراي قداستي هستندكه كم وبيش با تفاوتهايي در همه جوامع بشري مطرح هستند، همچون كلمات شهيد و ايثار، كلماتي كه در همه عرفها توام با قداست وعظمت بدان نگريسته شده است. ايثار در فرهنگ عميد به معناي بذل كردن ، ديگري را برخو د برتري دادن و سود او را بر سود خود مقدم داشتن وخود را براي آسايش ديگران به رنج افكندن آمده است(عميد، 1382). ايثار نمود و نماد ديگرخواهي آدميان است و روح همنوع دوستي آنها را به معرض نمايش مي گذارد وگاه تا جايي پيش مي رود كه فردي يا حتي جمع كثيري جان خويش را در راه ديگران از دست مي دهند تا كمال وتمام ايثار و از خود گذشتگي را برجاي آورند و از اين رواست كه چنين افرادي در نگاه ملتها ومردمان هر جامعه اي به سمبل هايي فراموش نشدني تبديل مي گردند. شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور ونزديك شدن به هستي مطلق است. شهادت، مرگي از راه كشته شدن است كه شهيد آگاهانه وبه خاطر هدفي مقدس وبه تعبير قرآن في سبيل ا... انتخاب مي كند. از عبارت فوق چنين نتيجه مي گيريم كه هر مرگي نمي تواند شهادت باشد؛ اولا بايد اين مرگ با كشته شدن باشد و ثانيا اين كشته شدن هم دوشرط اساسي دارد تا شهادت برآن اطلاق گردد:
1- آگاهانه باشد: آگاهانه بودن به اين معنا است كه انسان خود با بصيرت انتخاب¬گر اين نوع مرگ باشد وشرط آگاهانه بودن آن است كه شهيد، حق وباطل زمان خود را بشناسد و در زير لواء حق در ركاب امام زمان(عج) خود عليه باطل بجنگد.
2- في سبيل ا... باشد: قيد في سبيل ا... اشاره به جهت وهدف شهيد در جنگ عليه كفار ومشركين دارد وبيانگر اين معنا است كه جنگي داراي ارزش است كه هيچ هدفي جز ا... در آن نباشد( مرداني، 1385).
كلمه شهيد درلغت به معناي گواه وشاهد است ودراصطلاح به كسي كه در راه خدا كشته شده باشد اطلاق مي گردد. دراينكه چرا به كشته شده در راه خدا شهيد مي گويند، وجوه مختلفي بيان گرديده است. دركتاب لسان العرب آمده است؛ به كشته¬ی در راه خدا شهيد مي گويند، زيرا:
1- ملائكه رحمت شاهد او هستند كه دراين صورت شهيد به معناي مشهود است.
2- خدا وفرشتگان الهي شاهدان او در بهشت اند.
3- در روز قيامت او به همراه پيامبر از ملتهاي گذشته شهادت مي دهد.
4- او نمرده، شاهد زنده وحاضر است.
5- شهيد براي اقامه حق قيام كرده تا كشته شود.
6- شهيد ناظر وشاهد بر نعمتها وكرامتهاي الهي است(الانصاري، 711ق، ص 374).
ابعاد ايثار
ايثار مي تواند گونه هاي مختلفي داشته باشد، گاه با فداكردن جان صورت مي گيرد كه منتهاي درجه ايثار مي باشد، گاه با دادن مال و زماني هم با هزينه كردن اعتبار و البته برخي اوقات هم مي تواند تركيبي از اينها باشد كه فرد به طور ارادي وبه خاطر يك هدف و آرمان مقدس و والا تصميم مي گيرد از حقايق وداشته هاي خويش اغماض نموده و دغدغه ها و دل نگراني ها ومنافع غير را برخود ترجیح بدهد و در راه برطرف ساختن مشكلات فراروي ديگري گام بردارد.
صداقت چيست و چگونه بوجود مي‌آيد؟
صداقت زماني ايجاد مي‌شود كه هيچ‌گونه تضادي ميان افكار، الفاظ و اعمال فرد وجود نداشته باشد. اين خصيصه اخلاقي بايد در ابتدا، در درون خود فرد معنا پيدا كند و سپس در برابر ديگران در معرض ظهور گزارده شود. يك فرد راستگو همواره به وجدان خود مي‌گويد: «من با تو و تمام انسان‌هاي ديگر با راستگويي برخورد مي‌كنم.» بايد هميشه كارهايي را انجام دهيد كه براي رابطه‌ي شما مفيد و مناسب باشد. اگر باطناً صادق باشيد، ديگر هيچ جايي براي نيرنگ و رياكاري كه موجب ايجاد اغتشاش در اذهان و افكار مي‌شوند- باقي نخواهد ماند. وجود صداقت به منزله‌ي خط سير شما به سمت كمال به شمار مي‌رود، چرا كه ظاهر شما،‌ آيينه‌اي از تمايلات دروني‌تان است. اگر مي‌خواهيد صادق باشيد، بايد دقيقاً همانطور كه فكر مي‌كنيد، صحبت كنيد؛ و رفتارتان نيز دقيقاً مطابق گفته‌هايتان باشد. اگر بتوانيد يك چنين اتحاد و هماهنگي ميان افكار، الفاظ و اعمال خود بوجود آوريد، مي‌توان شما را به عنوان نمونه كامل يك انسان شريف به ديگران معرفي كرد. كساني كه اصل صداقت را رعايت نمي‌كنند، دور تا دور خود مرز مي‌كشند و تمايلي به برقراري ارتباط متقابل با ديگران ندارند، اين امر در حالي است كه سايرين نيز هيچ‌گونه تمايلي به برقراري ارتباط با چنين افرادي ندارند. ممكن است برخي از افراد با خود بگويند كه: «من انسان صادقي هستم، اما هيچ‌كس مرا درك نمي‌كند.» اين صداقت نيست؛ صداقت درست مثل يك تكه الماس درخشنده است كه درخشش آن تحت هيچ شرايطي از چشم‌ها پنهان نخواهد ماند و طبيعتاً ارزش آن در رفتار و برخورد ديگران در برابر شما نمايان خواهد شد.
دروغگو يي
دروغ يك گناه كليدي است كه تمامي گناهان ديگر را توجيه مي‌كند. شخصي از پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله وسلم پرسيد؛ آيا مسلمانان ممكن است دچار انحراف جنسي شوند؟ فرمودند: ممكن است. پرسيد؛ آيا ممكن است مرتكب دزدي شوند؟ فرمودند: احتمال دارد. پرسيد؛ آيا ممكن است دروغ بگويند؟ فرمودند: خير. دروغگو بنا به فرمايش خداوند متعال در قرآن كريم ايمان ندارد.« اِنَّما يَفْتِرِي الْكَذِبَ الَّذينَ لا يُؤمِنُونِ.»(نمل 105) هيچ‌ گناهي خطرناكتر از دروغ، توصيف و شناسايي نشده است. اما شيطان كوشش فراوان دارد كه اين گناه عظيم را نه تنها روان و ساده بلكه يك ضرورت زندگي جلوه دهد، چرا كه در اين صورت به هدف نهايي خود كه انحطاط انسان‌ها و سقوط آنان در مهلكه‌هاست، رسيده است.
مردي خدمت پيامبر اكرم (ص) آمد و عرض كرد يا رسول‌الله! من مردي آلوده هستم و مبتلا به چهار گناه بزرگ؛ رابطه نامشروع، مشروبات الكلي، دزدي و دروغگويي! ولي نمي‌توانم همه را ترك كنم به من بگوييد كدام گناه مهمتر است كه به گل روي شما آن را ترك كنم و به من اجازه دهيد فعلاً آن موارد ديگر را انجام دهم. حضرت فرمودند: دروغ و هر كاري كه منتهي به دروغ مي‌شود را ترك كن! او مي‌گويد اين قرارداد را پذيرفتم و از محضر پيامبر اكرم (ص) مرخص شدم. در بين راه وسوسه شدم كه گامي به سوي شهوت¬راني و آلودگي جنسي بردارم اما ديدم اگر مرا دستگير كنند و از گناهم بپرسند بايد به دروغ آن را انكار كنم و اين خلاف تعهد اخلاقي‌ام با پيامبر است. متوجه شدم پيامبر اكرم (ص) با محدود كردن من براي دروغگويي در حقيقت راه را براي ارتكاب هر گناهي بر من بسته‌اند. (شرح‌ نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، ج6، ص357.)
آري! دوست دروغگو يعني همنشيني كه هيچ تعهد و مرزي را به رسميت نمي‌شناسد و كليد تمامي فجور را در دست دارد و چنين كسي مسلماً قابليت و صلاحيت دوستي ندارد. امامِ صادق عليه‌السلام مي‌فرمايند: از همنشيني با دروغگو بپرهيز زيرا او همانند سراب است كه دور را براي تو نزديك و نزديك را دور جلوه مي‌دهد و تو را گمراه مي‌كند.( بحارالانوار، 74/196.)
تاريخچه فرهنگ ايثار و شهادت
ايثار، از خود گذشتگي يا شهادت كه اصطلاحي اسلامي است، عمري به درازاي عمر بشر دارد و كم وبيش در همه جوامع بشري وبه اشكال مختلف تجلي يافته است، زيرا كه بشر هميشه و در همه حال به وجود افرادي نياز داشته است تا در شرايط سخت و دشوار زندگي ونيز در شبهاي طولاني وبلند ستم، يار و مددكار وي باشد. فرديا افرادي كه با فدا كردن خون خود، زندگي تيره و وحشتناك آنان را مبدل به شادي وسرسبزي كند، اسطوره هايي كه با رفتار وكردار وگفتاري متفاوت وگاهي مجرد وانتزاعي ، از خود الگويي ساخته كه تا جان باقي است و ازآنها به عنوان پشتوانه هاي مستقيم تاريخ يك ملت يادخواهد شد. بنابراين واژه ايثار وشهادت هماره واجد عظمت واحترامي است كه اين عظمت واحترام در مقاطعي ملازم قداست گرديده است. بدين معنا كه وقتي انساني به انگيزه برقراري ارزشهاي ناب بشري يا دفاع از ناموس شرف يا پاسداشت سنتهاي يك جامعه يا براي حفظ حريم باورهاي آن كشته شود، به يكي از عالي ترين درجات ومراتبي كه يك انسان ممكن است در سير تعالي خود نائل شود دست مي يابد( ابراهيمان، 1385). اكثر شهادت ها چه درغرب وچه درشرق بر سر استقرار عدالت صورت پذيرفته است. يعني ايثارگر يا شهيد بنا به تشخيص وتميز شخصي احساس كرده است كه درجايي حقي ضايع شده يا عدالتي خدشه دار شده است واز اين رو براي استيفاي حق ويا تامين عدالت از جان خود مايه گذاشته است وگا هي اين ازخود گذشتگي آن قدردر روند اصلاح وتامين صلح وامنيت واستقرار عدالت وآرامش موثر بوده است كه برخي از درام نويسان سعي كرده اند تا ازطريق اين مساله در آثار خويش وپرداختن به شخصيت ايثارگر، وي را جاودانه سازند.
در آموزه‌هاي زرتشت، بودا، اهورامزدا وكنفوسيوس و... مكرر از ارزش ايثار سخن رفته است وبر مقوله كمك به ديگري، همنوع دوستي وخير خواهي تاكيد وتوجه زيادي گرديده است واحسان وگذشت ونيكي از عناصركليدي آنها به شمار مي رود. درساير اديان نيز يكي از توصيه هاي جدي معطوف به همين ارزش مي باشد. به عبارت ديگر در اديان يهود، مسيحيت واسلام، گذشت وايثار از ارزشهاي مهم واساسي برشمرده شده است ومحتواي انجيل، تورات وقرآن شواهدي بر اين داعيه قلمداد مي گردد. شهادت در نظر يهوديان به اندازه نفعي است كه ازآن مي برند واين نفع يا بيروني و درميدان است ويا به صورت زيادي زراعت ومحصول. با رجوع به قرآن به مواردي برخورد مي كنيم كه دربين يهود، افرادي مثل ساحران فرعون اسم خود را در ليست بلند شهدا ثبت كرده اند واين نشان مي دهد در عقيده يهوديت ايمان به شهادت وگرامي داشتن شهيد وجود داشته است. در نظر مسيحيان، جهاد آمادگي براي مرگ دردناك به خاطر ايمان است. درحقيقت، مسيح نيز شهيدي است كه جان خود را فداي رستگاري و آسايش انسان مي كند. جان مي بازد وآگاهانه تن به صليب مي سپارد تا موجب نجات بشريت گردد. ليكن پس از ترك قفس تن به ملكوت اعلا رهسپار مي شود يعني به نزد پروردگار مي رود تا در جوار او باشد. اساس اسلام برپايه فطرت بشر است وكمال او را دربر دارد وقوانين فردي واجتماعي براساس آن تضمين شده است. درنظام ارزشي اسلام ،شهادت معياري است كه بيشتر ازرشها واعمال صالح با آن سنجيده مي شود وشهدا جايگاه خاصي دارند. شهيد درعالم برزخ در جوار رحمت الهي و روزي خور تنعمات بهشتي است وشادمان وخوشحال به آرامش دست يافته است. در شهادت كالاي مورد معامله جان ومال است وخريدار خداوند بزرگ است و فروشندگان انسانهاي مومن هستندكه خير را براي خود خريده اند. اما نكته مهم آن است كه در دين مبين اسلام ايثار به طور برجسته اي ظهور و بروز پيدا كرده است و در آيات قرآن و روايات از پيامبر اسلام وسايرمعصومين مي توان شواهد متواتر و فراواني را آشكار ساخت و به ويژه آنكه هم پيامبر اسلام و هم امامان شيعي درحيات روزمره ومعمول خويش آن را به شكل عملي وتجربي به كار گرفته اند. چنانچه در طول تاريخ امام حسین(ع) واهل بيتش در طول تاريخ براي تشيع به يك رمز وشعار وهويت انقلابي وخصيصه لاينفك تشيع تبديل شده وپويايي شيعه ناشي از دو چيز است؛ گذشته سرخ ( عاشورا) وآينده سبز( مهدويت). پيروان اهل بيت در هر زمان وهر عصري براي حفظ اين رمز وشعار از جان گذشته اند.
جامعه ايراني وايراني ها قبل از وروداسلام،آراسته به ارزشهاي عديده اي از جمله گذشت ومساعدت به خلق بوده است. اما متعاقب ورود اسلام به ايران، برخي از ارزشهاي جديد ظهور وبروز مي يابند وبرخي ارزشهاي پيشين هم برجسته تر مي شوند والبته برخي هم به حاشيه رانده مي شوند. به عبارت ديگر فرهنگ ايراني -اسلامي ، برخي ارزشها را پر رنگ مي سازد كه اين ارزشها به مرور زمان منشا تحولات زيادي مي گردند. ارزشهاي حاكم بر جامعه ايراني گذشته اي پرفراز وفرود دارند وطي چندين دهه گذشته، گاه فعال وموثر و زماني هم غير فعال وياكم تاثير ظاهر شده اند . دراين رهگذر، ارزشي همچون ايثار نيز فارغ از اين قاعده نبوده است و تا چند دهه اخير نمود آن را درلابه لاي زندگي معمولي مردمانش به طور محسوس مي توان ديد واشكال گوناگوني از كمك به ديگري، گذشت وفداكاري دراين سرزمين مشاهده مي شود. مقوله ايثار وشهادت به عنوان والاترين شكل ايثار در ربع قرن اخير و در دوران انقلاب اسلامي وبه ويژه جنگ تحميلي ايران وعراق به يك باره جايگاه والايي در عرصه¬ی اجتماعي پيدا مي كند وحتي از متغيرهاي اصلي در تبيين هم پيروزي انقلاب وهم عدم شكست درجنگ محسوب مي گردد. علاوه بر آن به علت درگيري قشر قابل توجهي از مردم در آن، مقوله ايثار وشهادت گستره وسيعي پيداكرده وبه يك مساله جمعي تبديل شد. از آن رو كه تعداد قابل توجهي از مردم درجنگ شهيد ، مجروح ،مفقود و یا اسير گرديدند كه با احتساب خانواده هاي اين افراد وسعت مساله هويدا است(آقاپور، 1385).
مباني شهادت و صداقت در قرآن كريم
آيات فراواني در قرآن كريم به مساله شهادت اشاره نموده است. دراين قسمت به برخي از اين آيات اشاره مي شود:
1-" ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل ا...امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون"، هرگز نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود( سوره آل عمران، آيه 169).
به شهادت فوز عظيم گفته شده است، چرا كه شهيد با شهادت خود به هدف نهائي كه لقاء پروردگار ومقام در جوار عند ربهم باشد رسيده است ودراين مسابقه نهائي پيروز شده وبعد از مسابقه نهائي ديگر آزمايشي نيست. مقام عند ربهم عالي ترين مقام انساني است وبه عبارت ديگر كمال نهائي انسان است كه هيچ حائلي ميان انسان وخدا وجود ندارد. درواقع اتصال به مقام ربوبي ولقاء الهي ونهايت كمال انسان است. چه جايگاهي از آن بالاتر كه عاشق را درجوارمعشوق جاي دهند و اين همان چيزي است كه انسانها حقيقتا در جستجوي آن هستند.
2- « ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل ا... اموات بل احياء ولكن لاتشعرون»، به كشته شدگان در راه خدا مرده نگوييد چرا كه زنده اند، لكن شما درك نمي كنيد(سوره بقره، آيه 154).
3- « والذين قتلوا في سبيل ا... فلن يضل اعمالهم سيهديهم و يصلح بالهم و يدخلهم الجنه عرفها لهم » و آنان كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را ضايع نمي گرداند، آنها را هدايت كرده و امورشان را اصلاح مي فرمايد ودر بهشتي كه قبلاً به آنان شناسانده وارد خواهد كرد (سوره محمد، آ‌يات 4 الي 6).
4- « و من يقاتل في سبيل ا.. فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً» و هركس در جهاد در راه خدا كشته شد و يا فاتح گرديد، اجر عظيمي به او عطا خواهيم كرد. نتيجتاً انتخاب آگاهانه شهادت در سايه تفكر صحيح ا ست كه اين اجرها را براي شهدا به ارمغان مي آورد (سوره نساء، آيه 74).
5- « اگر در راه خدا كشته شويد يا بميريد، آمرزش و رحمت خدا بهتر از هر چيزي برايتان خواهد بود » (سوره آل عمران، آيه 157).
6- « ان ينصركم ا... فلا غالب لكم »، اگر خدا ياريتان كرد، ديگر كسي برشما غلبه نمي كند (سوره آل عمران، آيه 157).
7- قرآن كريم از راستگويي به عنوان كليد كشف باطن اشخاص ياد مي‌كند: مي‌تواني آنان با (منافقان) را از طرز سخنانشان بشناسي.
8- اي مؤمنان از خدا بترسيد و همگام با راستان باشيد ‍]توبه: 119]
9- در كتاب (قرآن براي مردمان، گوشه‌اي از سرگذشت) ابراهيم را بيان كن. او بسيار راست كردار و راست‌ گفتار و پيغمبر خدا بود. [مريم: 41)
مباني ايثار و شهادت و صداقت در احاديث و روايات
احاديث و روايات متعددي پيرامون شهيد و مقام والاي آنان نقل شده است كه به پاره اي از آنها اشاره مي شود؛ پيامبر (ص ) فرمودند: خداوند براي شهيدان هفت خصلت مقرر كرده است :
1- با نخستين قطره خوني كه از خون او ريخته مي شود، تمام گناهان او مورد عفو قرار مي گيرد.
2- سرش در كنار دو حور از حوريان بهشتي قرار مي گيرد و آنها غبار از چهره شهيد پاك مي كنند و به او خوش آمد مي گويند، او هم متقابلاً به همسران بهشتي خود مرحبا مي گويد.
3- از لباس هاي بهشتي براندامش مي پوشانند.
4- پذيرايي كنندگان بهشتياني كه وارد بهشت مي شوند، با عطرهاي بهشتي او را عطرآگين مي كنند.
5- جايگاه خود را در بهشت مي بيند.
6- به روحش گفته مي شود؛ در هركجاي بهشت كه مي خواهي استراحت كن.
7- به وجه ا.. نظر مي كند و اين موضوع رضايت و خشنودي براي هر پيامبر و شهيدي است(العاملي، 1104 ق، ص 10).
رسول اكرم (ص ) مي فرمايند : « هيچ منظره اي نزد خداوند محبوبتر از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود، نيست» (العاملي، 1104ق ، ص 8).
حضرت علي ( ع ) مي فرمايند : « خدا شهدا را در روز قيامت با بها و جلالي وارد مي كند كه اگر انبياء از مقابل اينان بگذرند و سوار باشند، به احترام اينان پياده مي شوند» (نصرتي، 1380).
حضرت علي (ع ) در خطبه اي، محبوب ترين مرگ را شهادت مي داند و آن را جاي گرفتن درخانه امن الهي معرفي و بيان فرموده كه شهادت به خاطر في سبيل ا.. بودنش از هر انگيزه خويشتن پرستي منزه است. شهادت در كلام امام بزرگترين شرف و افتخار است و با تمام عظمتش آرزوي نيل به آن را دارد و اميد به شهادت را قوي ترين انگيزه براي بردوش گرفتن مسئوليت ها در كنار امتش عنوان مي كند. هيجان و عشق توصيف ناپذير آن حضرت به شهادت آن چنان است كه در محراب شهادت عبارت فزت و رب الكعبه را برزبان جاري مي سازد.
امام صادق (ع ) به نقل از پيامبر اكرم (ص ) فرمودند : « فوق كل بربرحتي يقتل الرجل في سبيل ا...، فاذا قتل في سبيل ا... عز و جل فليس فوقه بر...» بالاتر از هر نيكي، نيكي برتري است تا اينكه شخص در راه خدا كشته شود، پس هنگامي كه در راه خداوند عز و جل كشته شد، نيكي بالاتر از آن نيست (المجلسي، 1111ق، ص 10).
از امام صادق (ع ) است كه از پيامبر اكرم (ص ) پرسيدند : چرا شهيد در قبرش مورد امتحان و ابتلاء قرار نمي گيرد؟ فرمودند: « شمشيربالاي سرش ( هنگام شهادت ) براي امتحان و ابتلا او كافي بود »(العاملي ، 1104 ق، ص 6).
امام علي (ع ) مي فرمايند : « راستي كه گرامي ترين مرگ ها كشته شدن در راه خدا است سوگند به ان كه جان پسر ابوطالب دردست اوست كه هزار ضربت شمشير برمن آسانتر ازمرگ بربستر است »(الرضي، 406ق، خطبه 122).
امام علي (ع ) بعد از شهادت محمد بن ابي بكر به عبدا.. بن عباس مي نويسد : « به خدا سوگند اگر علاقه من به هنگام پيكار با دشمن در شهادت نبود و خود را براي مرگ در راه خدا آماده نساخته بودم دوست مي داشتم حتي يك روز با اين مردمي كه محمد بن ابي بكر را تنها گذاشتند روبرو نشوم »(الرضي، 406 ق، ص 945).
حضرت فاطمه زهرا (س ) در خطبه معروف خود مي فرمايند : « والجهاد عزاً للاسلام»، جهاد موجب عزت اسلام است.
امام حسين (ع ) مي فرمايند : « ان الجهاد باب من ابواب الجنه »، همانا جهاد دري از درهاي بهشت است. مولايي كه به عنوان برترين چهره حماسي تاريخ شناخته شده است. هم او كه با شهادت خود الگوي همه آزاد مردان عرصه نبرد حق و باطل گرديده، او كه منطق اش منطق عشق و شور سوختن و گداختن بود، آزاده اي كه با شهادت خود چنان مسيح با دم جان آفرين خود، هستي دوباره اي بركالبد اسلام جوانان ايران دميد. حضرت در شب عاشورا اصحاب خويش را جمع كرده خطاب به آنها چنين فرمود : « فجمع اصحابه عند قرب الماء» آنها را نزديك خيمه اي كه در آن مشك هاي آب بود جمع كرد. با اين آبها غسل كنيد و خود را بشوييد و بدانيد كه اين آخرين توشه شماست از آب دنيا. سپس فرمود: خداوند را ثنا مي كنم و شكر مي كنم و درهر شرايطي كه قرار بگيرم سپاسگزار او خواهم بود. سپس ادامه مي دهند كه من اصحابي از اصحاب خودم بهتر و با وفاتر سراغ ندارم. اما به همه شما اعلان مي كنم كه اين قوم جز با شخص من با كس ديگري كار ندارند، اينها وجود مرا مزاحم خودشان مي دانند. از من بيعت مي خواهند كه من بيعت نمي كنم. اگر من را از بين ببرند به هيچ كدام شما كاري نخواهند داشت، اما شما با من بيعت كرده ايد و من به همه شما اعلان مي كنم كه بيعت خودم را از شما بر مي دارم. پس شما اجباري براي ماندن نداريد و مي توانيد برويد. چنان كه ملاحظه مي شود، امام به خوبي از كاري كه مي كنند مطلع مي باشند. هفتاد و دو تن در برابر چند هزار ياغي مسلح بديهي است كه هيچ منطقي جز منطق شهادت و حماسه پاسخگوي اين رودرويي نمي باشد(ابراهيميان،1385).
رسول‌اكرم (ص) در تعليمات اسلامي و درس‌هاي اخلاقي خود راستگويي را به عنوان لازمه ايمان قرار داده است.
از عبدالله بن‌ مسعود روايت است كه حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند: راستي را لازم بگير و هميشه راستگو باش؛ زيرا كه راستگويي به سوي راه نيك و درست راهنمايي مي‌كند و راه نيك به بهشت مي‌رساند چون آدمي هميشه راستگو باشد و راستي را پيشه كند،‌ به مقام صديقيت مي‌رسد و نزد الله از زمره صديقين شمرده مي‌شود و از دروغ نيز هميشه دوري كن زيرا كه عادت دروغ گفتن آدمي را به سوي راه، راهنمايي مي‌كند و راه بد به دوزخ مي‌رساند و هنگامي كه آدمي به دروغگويي عادت كند و دروغ را برگزيند در نتيجه نزد خداوند در گروه دروغگويان نوشته مي‌شود. پيامبر اكرم در حديثي ديگر چنين مي‌فرمايند: راستگويي را انتخاب كنيد حتي اگر پنداشتند كه هلاك شما در آن باشد؛ زيرا رهايي راستين در صدق و راستي است.
انگيزه هاي شهادت‌طلبي و صداقت
به طورخلاصه مي توان انگيزه هاي شهادت طلبي و صداقت را اين گونه برشمرد:
1- شهادت پالايش روح و آمرزش گناهان با نظر به وجود ا... و پيوستن به لقا و تقرب الي‌ا... .
2- شهادت امر به معروف و نهي از منكر و احياء و اشاعه سنت هاي الهي و قبول در امتحان الهي و ذلت ناپذيري و ايثار در راه ارزش هاي متعالي.
3- شهادت الگوسازي براي جامعه از طريق حماسه آفريني و تحريك احساسات براي ترويج حق طلبي و انجام مسئوليت اجتماعي و حساسيت در مقابل سرنوشت جامعه.
4- شهادت تزريق خون تازه به پيكر اجتماع و تقويت روحيه انقلابي در آحاد مردم.
5- شهادت انتخاب بهترين و هنرمندترين و زيباترين نوع مردن.
6- شهادت حضور در صحنه جهاد في سبيل ا.. كه بستر شهادت طلبي و اداي تكليف.
7- شهادت سيرو سلوك معنوي و طي طريق در آخرين و والاترين مراحل عرفاني و فناي في ا... و اثبات عشق حقيقي به معشوق (مرداني، 1385).
8- با داشتن صداقت، انسان هدف زندگي را مي‌آموزد و آموختن هدف زندگي منجر به پيشرفت فرد و در نهايت پيشرفت جامعه مي‌شود.
9- با صداقت، روحيه‌ي شجاعت، جسارت، اخلاص، قناعت و ... در فرد متجلي مي‌شود.
10- صداقت در زندگي اجتماعي پايبندي به اصول و موازيني را ايجاد مي‌كند كه نتيجه آن اين است كه افراد راستگو دمدمي مزاج نباشند؛ زيرا صداقت با اين امور سازگار نيست.
11- صداقت منش و خوي زيبا را در فرد ايجاد مي‌كند.
انتقال فرهنگ ايثار وشهادت به نسل هاي جوان:
شهادت حركت ارزشمندي است كه نتايج ارزشمند واثربخش آن همواره درجامعه جاري است واگر فداكاري وايثار شهدا نبود ، اسلام زنده نمي ماند وامنيت جامعه ازميان مي رفت . بنابراين برهمه واجب است ازخون شهدا پاسداري كنند وياد ونام آنان رازنده نگه دارند. دراين ميان آشنايي نسل سوم با فرهنگ شهادت كه شاهد ايثاروازجان گذشتگي شهدا نبوده اند ، اهميت فراواني دارد. دربررسي شيوه هاي ترويج فرهنگ ايثار وشهادت بايد تمامي عوامل اقتصادي ، فرهنگي ومسايل بين المللي كه مستقيم يا غير مستقيم بر ترويج فرهنگ ايثار وشهادت تاثير دارند، درنظر گرفته شوند تا بتوان به شناخت درست اين مقوله رسيد. بازتاب اين شناخت اگر دربرنامه ها وراهكارهاي فرهنگ سازان لحاظ شود، جامعه از تأثيرات مثبت روحيه ازخود گذشتگي ( دور شدن ازخودخواهي ) برخوردارمي گردد. تاثيراتي كه درآن علاوه برپاسداشت حرمت وقداست شهيد به شكل واقعي وحقيقي ، امكان بهره مندي جامعه از ذخاير معنوي وآثار وجودي فرهنگ ايثار وشهادت ميسر مي گردد.
يكي ازابزارهاي انتقال فرهنگ ومعرفي وشناساندن پيشينه¬ی فرهنگي شهادت، تأسيس موزه وايجاد نمايشگاههاي دائمي ازآثار فرهنگي شهدا وايثارگران است. لذا بايستي نسبت به جمع آوري وحفظ آثار گران بها تلاش مضاعفي صورت گيرد وبه شكل مناسبي درمعرض ديدومنظر بازديدكنندگان قرارداده شود تا ازنزديك با زواياي مختلف واصول حاكم براين فرهنگ آشنا شوند .
نامگذاري اماكن عمومي ومعابر به عنوان جلوه هاي ويژه ايثار وشهادت يكي ازراههايي است كه جوامع براي بزرگداشت وماندگار كردن نام بزرگان ومشاهير خود انجام مي دهند. اين اقدام سمبليك مي تواند يادونام اين عزيزان راهميشه دراذهان عمومي زنده نگه دارد.
نگهداري وفضا سازي متناسب با شرايط زماني ومكاني بعضي ازمناطق جنگي كه يادآور پايمرديها ، مقاومتها وشهادت مظلومانه پيكارگران دفاع مقدس مي باشد، نيزميتواند به عنوان يك مصداق عيني درترويج فرهنگ ايثار وشهادت نقش بسزايي داشته باشد .
يكي ديگر ازفضاهايي كه مي تواند انسان را باحقايق و وقايع اتفاق افتاده دردوران دفاع مقدس آشنا سازد وبه عنوان يك مصداق عيني ازمعنويت ومظلوميت شهداي عزيز ، حرفهاي ناگفته بسياري بزند، مزارهاي متبرك شهدا است . هرقاب عكسي براي هراهل دلي يك سينه سخن دارد . لذا فضاسازي وبهينه سازي اين مزارها وبرنامه ريزي مناسب جهت استفاده ازاين ذخيره فرهنگي بزرگ درماندگاري آن ، نقش بسزايي خواهد داشت .
نصب يادمان وتنديس هاي هنري وحماسي درميادين ونقاط حساس شهرها به عنوان پيام رسان آنچه اتفاق افتاده ازتوصيه هاي ديگر است . گرچه اكنون يادواره ها وكنگره هاي بزرگداشت شهدا به تناسب ومناسبت هاي مختلف برگزارمي شود‌، امابراي جلوگيري ازيكنواختي آنها بايد به محتوا بخشي وغني سازي برنامه ها واستفاده ازخلاقيتها ونوآوريها دربرگزاري مراسم وهمچنين زمينه سازي وايجاد بسترهاي مناسب جهت شركت فعال عامه مردم اقدام كرد. بديهي است برگزاري مراسم ضعيف هريادواره تأثيرات منفي به جاي خواهد گذشت كه ازفوائد مثبت اين نحوه برگزاري بيشتر خواهد بود.
ازآنجايي كه بخشي ازاقبالهاي عمومي درقالب وابستگي هاي صنفي وگروهي رقم مي خورد ، شايسته است به مناسبتهاي مختلف ازشهدا وايثارگران صنوف مختلف مانند كارگران ،‌دانش آموزان ،دانشجويان ، روحانيون ،معلمان و... تجليل شود. طبيعي است كه وقتي برنامه اي براي اقشارخاصي درنظر گرفته شود، بهترمي توان روي محتوا بخشي برنامه ها متمركز شد وتنوع خاصي به آن بخشيد .
يكي ازعوامل شكل دهنده فرهنگ جوامع ،‌قصه ها وداستانهايي است كه نسل به نسل منتقل مي شود. لذا بايد داستان نويسان وآنهايي كه دركار قصه ورمان قلم مي زنند، روحيات، خلقيات، مبارزات ،تلاشهاي خستگي ناپذير، خاطرات ايثارگران وشهدا درلابه لاي صفحات كتابها رقم بزنند ونقشي درجاودان نمودن آنها داشته باشند تابه عنوان سيره وروش زندگي ،‌الگو بخش نسلهاي بعدي شوند .
انجام تحقيقات مختلف درخصوص نقش جهاد وشهادت درپيروزي ملت، شكل گيري مبارزات حق عليه باطل ،علل وعوامل ترويج فرهنگ شهادت وايثار، بررسي موانع ترويج اين فرهنگ وصدها عنوان تحقيقي ديگر وهمچنين ترجمه اين اثرها به زبانهاي مختلف ونيز ترجمه آثار فرهنگي ـ مبارزاتي ديگر كشورها به زبان فارسي مي تواند منبع ارزشمندي براي آشناكردن نسل هاي بعد با فرهنگ جهاد وشهادت باشد . )منزه ،جواد. (1382) . ص 15(
به جهت ارائه الگوها واسوه هاي متعالي ايثارگران وشهدا بايستي روي شناسايي ومعرفي اينگونه چهره ها تلاش ويژه اي نمود. سيرتحول اين نخبگان ، زمينه هاي بروز خلاقيتها ورشد معنوي آنان، الگوي مناسبي براي جوانان ونسلهاي بعدي خواهد بود.
همانگونه كه حماسه بزرگ عاشورا درقالب اشعار، نوحه ها ازنسلي به نسلي وازسينه اي به سينه اي نقل شده، ازاين قالب وظرفيت مردمي مي توان درماندگار كردن حماسه سازيها، رشادتها، جانفشاني ها وشهادت طلبي هاي عزيزان استفاده نمود.
هنريكي ازابزارهاي مهم فرهنگي هرجامعه اي است . فيلم ، تئاتر،شعر ، هنرهاي تجسمي، آثارهنري هستند كه مؤلفه هاي فرهنگي يك جامعه را ترسيم مي كنند. لذا بايستي هنرمندان چيره دست ،شاعران شوريده دل ،نويسندگان متعهد، عظمت ها وظرافتها وزواياي مختلف اين فرهنگ عزت آفرين والهام بخش را در قالبهاي مختلف هنري ماندگار نمايند وبا آفرينش هنروحماسه، اثر شگفت خلق نمايند.
با همگاني شدن وفرامرزي بودن سيستم هاي پيشرفته اطلاع رساني ، نظير اينترنت ، استفاده ازاين ابزار مي تواند سهم بسزايي درمعرفي مؤلفه هاي مختلف فرهنگ وايثار وشهادت داشته باشد، گرچه دراين زمينه تلاشهايي صورت گرفته است، ولي با توجه به اين نكته كه لحظه به لحظه برتعداد پايگاه هاي ضداخلاقي وضد ارزشي افزوده مي شود، هرتلاشي كه دراين زمينه صورت پذيرد ، كافي نيست وشايسته است سرمايه گذاري كمي وكيفي بسيار بيشتري دراين مقوله بشود.

جمع بندي و نتيجه گيري
شهادت بالاترين وآخرين مرحله از خودگذشتگي (ايثار) است. جان را دركف خود قرار دادن در راه هدفي متعالي و جوهره آن عاشق، مختار، با اراده وهدفمند بودن است. عصاره فرهنگ ايثار وشهادت؛ از خود گذشتگي واخلاص و آزادمنشي هدفمند است. صفات متجلي در شهدا، نترسيدن از مرگ، شفقت، آزادمنشي، ايمان وپرهيز از شهوت طلبي، ثبات در قدم وصداقت درعمل مي باشد. و در ضمن كسي كه شهادت طلب باشد در وجودش صداقت نيز وجود دارد به عبارتي يكي از دلايلي كه منجر به ايثار او شده صداقت و صادق بودنش است كه بنا به دلايلي كه در اين تحقيق ارائه شد، صداقت منجر به پيشرفت و پيشبرد جامعه است. پس چقدر خوب خواهد شد كه فرهنگ صداقت در جامعه ترويج شود تا با فرهنگ شهادت و ايثار در يك جهت منجر به پيشرفت جامعه شود.
جوهره و صفات شهيد، فرهنگي را ترويج مي كند كه در آن بايد ايثار واز خودگذشتگي در تاروپود زندگي نمايان گردد وگمنامي وفارغ ازمنيت ها و در نظرگرفتن منافع جمع در راستاي ايمان ديني به يك وظيفه تبديل گردد. فرهنگي كه با خود خواهي، خود كامگي سر ستيز دارد وبا آزادمنشي در دنياي خاكي سروفاق دارد. فرهنگي كه الگو ازشهداي تاريخ مي گيرد ودر اين وادي حسين بن علي(ع) چون سرمشقي تابناك است، براي ايثارگر ها در راه خدا، فدا نمودن نه از بهر طمع بهشت ونه از سراجبار وتسليم ونه از سر ناداني، انقلاب شكوهمند دروني است كه همانند مولاعلي(ع) درنبرد با عمر بن عبدود، پاسخ توهين وتف انداختن دشمن را با درنگ مي دهد واين درنگ مولا نشات گرفته از اخلاص و روحيه ايثار است. چرا كه بدون اين درنگ او به خواسته هوا وهوس ومنيت اجابت مي نمود. ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و صداقت نياز به لوازمي داردكه ابتدا با شناخت درست جوهره ايثار وشهادت و صداقت و درگام بعدي تجلي اين دو جوهره در نقل وعمل مروجين فرهنگ سازان ومديران ارشدكشور دربستر جامعه جاري مي شود وبه تبع آن جامعه از بركت مادي ومعنوي آن برخوردار مي گردد. در پايان دو پيشنهاد براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و صداقت در جامعه ارائه مي گردد:
1-يكي ازعوامل شكل دهنده فرهنگ جوامع ،‌قصه ها وداستانهايي است كه نسل به نسل منتقل مي شود. لذا پيشنهاد مي شود داستان نويسان وآنهايي كه دركار قصه ورمان قلم مي زنند، روحيات، خلقيات، مبارزات، تلاشهاي خستگي ناپذير، خاطرات ايثارگران وشهدا و راستگويان درلابلاي صفحات كتابها رقم بزنند ونقشي درجاودان نمودن آنها داشته باشند تابه عنوان سيره وروش زندگي ،‌الگو بخش نسلهاي بعدي شوند .
2- انجام تحقيقات مختلف درخصوص نقش جهاد و شهادت و صداقت درپيروزي ملت، شكل گيري مبارزات حق عليه باطل ،علل وعوامل ترويج فرهنگ شهادت وايثار، و صداقت بررسي موانع ترويج اين فرهنگ وصدها عنوان تحقيقي ديگر وهمچنين ترجمه اين اثرها به زبانهاي مختلف ونيز ترجمه آثار فرهنگي ـ مبارزاتي- اخلاقي ديگر كشورها به زبان فارسي مي تواند منبع ارزشمندي براي آشناكردن نسل هاي بعد با فرهنگ جهاد وشهادت و صداقت باشد .

منابع
آقاپور، علي.(1385). ايثار وماهيت اجتماعي وفرهنگي آن، گرفته شده از سايت فرهنگ ايثار http://www.farhangeisar.com.
آيين اخلاقي دانشجويان، نويسنده: دكتر محمدرضا رضوانطلب، انتشارات رياست جمهوري، مركز امور زنان و خانواده
ابراهيميان، فرشيد.(1385). ايثار وشهادت درايران وجهان ازاسطوره تاشخصيت هاي دراماتيك، گرفته شده از سايت فرهنگ ايثار http://www.farhangeisar.com.
العاملي،محمدبن الحسن.(1104ق). وسائل الشيعه، ج 11، قم؛ موسسه آل بيت(ع).
المجلسي، محمد باقر بن محمد تقي.(1111ق). بحارالانوار الجامعه لدرراخبارالائمه الاطهار. بيروت: موسسه الوفاء.
الشريف، الرضي.(406ق). نهج البلاغه،(ترجمه: سيد علي نقي فيض الاسلام)،تهران: جاويدان.
الانصاري، محمد بن مكرم المصري.(711ق)، لسان العرب، ج2.بيروت: داراحياء التراث العربي.
دفتر مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران استان فارس
رضواني، علي اكبر.(1385)، فلسفه شهادت، گرفته شده از سايت فرهنگ ايثارhttp://www.farhangeisar.com.
سايت مردمان، نويسنده: محسن عزيزي، ‌تاريخ شمسي نشر 12/4/1387.
سايت نوگرا، نويسنده: محمدرضا رخشاني، اسناد دارالعلوم مكي زاهدان.
عميد، حسن.(1382). فرهنگ عميد، تهران: امير كبير.
قرآن كريم
مختاري پور،حسن.( 1381). فرهنگ ايثار وشهادت، ضرورتي براي همه دوران ها، روزنامه كيهان، شماره 175.
منزه، جواد(1382). بررسی شیوه های بهینه انتقال ارزشهای دفاع مقدس به نسل جوان، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس.
مرداني، محمدحسين. (1385). شهادت، اوج تعالي انسان، گرفته شده ازسايتhttp://www.farhangeisar.com
نصرتي، مرضيه.(11380). مباني نظري شهادت در قرآن وكتاب مقدس، پايان نامه كارشناسي ارشد رشته الهيات، معاونت پژوهشي بنياد شهيد انقلاب اسلامي.

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4315 | بازدید امروز : 30 | کل بازدید : 1182934 | بازدیدکنندگان آنلاين : 5 | زمان بازدید : 2.6406