شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
از فرمايشات گهربار حضرت رسول اكرم (ص ) در خصوص مداومت بر نماز جماعت / وَ مَن لزم جَماعَه المُسْلِمين حُرِمَتْ عَلَيْهِم غَيبَتُهُ وَ ثبتت عَدالَتُه / كسي كه بر نماز جماعت مداومت داشته باشد، غيبت او بر مسلمانان حرام وعدالتش ثابت مي شود .

منو اصلی
ساعت
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
تقویم
اخبار
آثار ترویج فرهنگ صداقت و شهادت در ارتقای خدمت به جامعه 1

آثار ترویج فرهنگ صداقت و شهادت در ارتقای خدمت به جامعه
دکتر سید عادل نادر علی

چکیده
شهادت از جمله مفاهیم والای انسانی است که آیات و روایات بسیاری را به خود اختصاص داده است . «شهید » در لغت دارای معانی بسیاری است از جمله « حضور » ، « گواه » ، « الگو » و... . در اصطلاح کسی را شهید می گویند که در راه حق کشته شده و همه چیز خود را در راه رضای الهی قربانی کرده است . و کسی که در این راه قدم گذاشته دارای مقام و ارزش ویژه ای در نزد خداوند می باشد ، که در قرآن به آن اشاره شده است . معصومین نیز سخنان فراوانی را در مورد فضیلت شهادت و مقام شهید گفته اند .
آن چه که فرد را به سوی شهادت هدایت می کند «ذکر»حضرت حق می باشد و این ذکر است که سرچشمه همه فضائل از جمله صداقت می باشد .
فرهنگ شهادت از جمله فرهنگ هایی است که در هر عصرو زمانی نیاز آن برای جامعه احساس می شود . از جمله دلایل اهمیت شهادت آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی آن است . آثاری همچون صبر ، تقوا ، آگاهی و بیداری و از همه مهم تر امر به معروف و نهی ازمنکر . لذا به دلیل وجود این آثار و نتایج ، ترویج فرهنگ شهادت و روحیه شهادت طلبی نقش موثری در پیشبرد اهداف جامعه خواهد داشت .

مقدمه :
واژه شهادت از مقدس ترین واژه های اسلامی و ازافتخارآمیزترین مفاهیم است. شهادت برنده ترین سلاح برای احیای شرف و کیان امت اسلامی بوده و در اعتلای کلمه ی توحید و در پیشبرد مکتب سر افراز اسلام درادوار و اعصار مختلف ، اثر قطعی داشته است . شهادت ، روشنگر عشق سوزان بندگان صالح و شایسته نسبت به معبود بزرگ جهانیان است .
شهادت ، شکوفایی ملکات فاضله و سجایای برجسته انسانی و آزادگی آدمی است . شهادت در یک کلمه به زیارت خدا رفتن و به خدا پیوستن و شهید آن عاشق بی تاب و سراز پا نشناخته ای است که می سوزد و فنا در او می شود و در نتیجه به بقای همیشگی می پیوندد .
کشته شدن در راه خدا ، ساده ترین و کامل ترین تعریف قابل درک انسان ها از شهادت است . قرآن شهادت را نه تنها مرگ نمی داند ، بلکه آن را زندگی آن هم در جوار قرب الهی دانسته است .
شهید والاترین مقام را نزد خداوند دارد ، از روزی او بهره مند است و به فضل خدا راضی و ازآن خشنود و مسرور است . شهادت پیمان با خداست . معامله ای پر سود و بی نظیر برای شهید . شهید نه تنها مورد مغفرت الهی قرار می گیرد بلکه دیگران را نیز شفاعت می کند .
شهادت نزدیکترین راه وصال است . وصال به مبدأ هستی ، به سرچشمه شهود و به عالمی که سراسر روشنایی و دیدن است .آن جا که همه را به حضور می آورند و برای تصدیق و تکذیب آن چه بوده و نبوده است .
مرتبه اولین و برترین شهادت این است که آدمی خود ، خویشتن را شهید کند ، از آن چه که تعلقاتند و عقل وهوش را پای بست می کنند بگذرد ، آمال و امیال دنیوی و مادی را به زباله دان نیستی بسپارد و خود را در ژرفای اذکار و آیات و اسماء الهی غرق کند و با تمام وجود، هستی اش را ازاو بداند و تا لحظه دیدارو شهود به تقدیرات مقدّر شده راضی و شاکر باشد .
شهید زنده است ، زنده جاویدان ، « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ .... » . زنده بودن به محرک بودن جسم نیست ، زنده آن کسی است که حقیقت او زنده باشد و کسی از حقیقت زنده خود آگاه است دیگر فنای جسم در راه آن حقیقت خاطر آسوده او را ، دیگرا نمی رنجاند ؛ زیرا او پیش از این فنا شده ، فنایی که سراسر بقا و حیات است . اما آنان که از درک این معنا وامانده و از سابقون این طریق جا مانده اند چند صباحی را در این بازار بی سود وثمر دنیا می گذرانند با این ذهن که زنده اند و زندگی می کنند . اما از عالم حقیقی حیات دور افتاده اند و از زندگان راستین آن غافل اند .
در این مقاله برآن هستیم تا به مفهوم واقعی شهید و شهادت دست یابیم و فضیلت و مقام آن رابر اساس آیات قرآن و روایات معصومین بیان کنیم .و از همه مهم تر آثاری را که این فرهنگ برای فرد واجتماع دارد مورد بررسی قرار دهیم .امیدواریم که ان شاء الله به هدف خود نائل گردیم .

معنای لغوی شهید :
شهید در لغت به معنای «حضور » ،« آگاه » ، «مشاهده » ، « سوگند » ، « خبر قاطع » و همچنین به معنای « ناظر » ، « گواهی » و « الگو ونمونه » می باشد .
معنای اصطلاحی شهید و شهادت
شهادت که اصطلاحی است اسلامی ، عمری به درازای عمر بشر دارد . در مذاهب و تاریخ اقوام ، شهادت عبارت است از کشته شدن قهرمانانی که در میدان جنگ به دست دشمن کشته شده اند و این یک حادثه غم انگیز و مصیبت باری است . نام این کشته شدگان شهید و مرگشان شهادت می باشد . بنابراین شهادت مفهومی است که از جهاتی عام است و آن را در فرهنگ های دیگر می توان یافت و اختصاص به مکتب و دین خاصی ندارد .
هابیل را می توان اولین شهید تاریخ نامید چرا که به نا حق توسط برادرش کشته شد .
در مذهب یهود مفهوم شهادت را می توان یافت . شهادت طلبی حبیب نجار که به مؤمن آل یاسین معروف است و نیز گروه زیادی از پیامبران تبلیغی که در پی تحقق آرمان های واقعی دین یهود بودند ، نمونه هایی از آن می باشد.
در مسیحیت نیز این مفهوم دیده می شود . مفهوم شهادت در مسیحیت ابتدا در مورد حضرت عیسی علیه السلام به کار می رفت . و سپس این کلمه برای کسانی که مرگ داوطلبانه را بر ترک دین و ایمان خود ترجیح می دادند به کار گرفته می شد .
اما در فرهنگ ما ( تشیع ) شهید لازم نیست به طور حتم در میدان جنگ و نبرد به قتل برسد و شهادت مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند ، چه بسا کسی در میدان جنگ کشته شود اما به مقام و منزلت مخصوص شهید نرسد ، بلکه شهادت سعی و کوشش برای رسیدن به معرفت الهی است . و کسانی به این مقام می رسند که همه چیز خود را در راه رضای الهی قربانی کنند . در حدیث قدسی آمده « من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته انا دیته » .
در کتاب المحاسن از ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل است که فرموده اند : « ... و ما الشهداء الّا شیعتنا و ان ماتوا علی فرشهم » ، « ... فقط شیعیان ما شهید هستند هر چند در رختخواب بمیرند » .
روایات شیعی بر این مطلب گواهی دارند که ائمه علیهم السلام و پیروان آن ها همگی شهیداند به عنوان مثال در تفسیر عیاشی از منهال قصاب نقل است که می گوید : از امام صادق علیه السلام در خواست کردم که دعا کنید خداوند مرا شهادت روزی کند و جنابش پاسخ دادند مؤمن شهید است سپس این آیه را تلاوت فرمودند « أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء» . البته مقام شهادت آخرین مقام بهشت و اهل عمل است ، لذا جایگاهشان سدره المنتهی است که آخرین مقام بهشت است ، و از آن سالکی است که مرده از خویش و زنده به حق شده است .
گر چه این مقام پایان مقامات عمل است اما هنوز ارتباطش با خدا مع الواسطه است . چون شهادت مرگ نفس است وآخرین نمود نفس در راه حق است ، اما از این مقام به بعد درجات عقل و قرب آغاز می شود که بلا واسطه فیض از حق می گیرند و واسطه فیض حق به کلیه مقامات نفس هستندحتی شهداء . لذا در حدیث آمده است :« مداد العلماء افضل من دماء ااشهداء » که مقصود از علماء در این حدیث صاحبان درجات قرب و عقل است .
همه مقربان ، شهید نیز هستند و هر عقلی صاحب تمامی مقامات نفس نیز می باشد از آن جمله مقام شهادت است .چون هر مقربی نخست باید از تمامی مراتب نفس بگذرد هر چند که به طور عملی در دنیا در جهاد ظاهری شهید نشده باشد زیرا هر عقلی قطعا نفس او در راه خدا قربانی شده است و الا وارد مراتب عقل وقرب نمی شود .
در این فرهنگ شهادت عبارت است از عملی که یک فرد ، برای رسیدن به معرفت و لقای الهی ، همه وجود خود را در آتش عشق قرار می دهد و یک پارچه نور و الهی می شود . و شهید کسی است که پیش از مرگ ، نفس خود را قربانی کرده و اکنون به یار زنده شده است . شهادت در این فرهنگ بر خلاف فرهنگ های دیگر که یک حادثه غم انگیز و یک تراژدی است ، و با مرگ یک قهرمان مواجه است ، یک درجه و مقام است . هدف نیست بلکه وسیله ای برای رسیدن یه لقای یار است .
صداقت
صداقت از ریشه « صدق » به معنای راستگویی و درستی عقیده در دوستی می باشد . و آدمی را که خبرش مطابق با واقعیت باشد صادق می گویند . اما صدّیق بر وزن فعّیل صفت مبالغه است به معنای کسی که همیشه راستگو و همیشه تصدیق کننده است . به طوری که این صفت ملکه دائمی او باشد .
از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرموده اند : « الصدیقون ثلاثه حبیب بن نجار وهو مؤمن آل یاسین حزقیل و هو مؤمن آل فرعون و علی بن ابی طالب و هو افضل الثلاثه » .
در شان نزول آیه «... اولئک هم الصدیقون و الشهداء ...» آمده است که در شان علی علیه السلام نازل شده است .
در مناقب نقل است در مورد آیه «الذی جاء بالصدق و صدق » گفته شده است «مقصود از « الذی جاء بالصدق » پیامبر و مقصود از «صدق » علی علیه السلام است » .
از حضرت علی علیه السلام نقل است که فرموده اند :«انا الصدیق الاول » .
به طور کلی تصدیق ناشی از یقین است و یقین یا اجتهادی است و یا تقلیدی ، به این معنا که یا ناشی از مشاهده حق است که صفت ائمه علیهم السلام و اساتید معنوی است و یا ناشی از پیروی از مشاهده کنندگان است که صفت مریدان و شاگردان معنوی است . به عبارت دیگر صدیق شامل دو گروه زیر می باشد :
اول : کسانی که همچون علی علیه السلام خدای ندیده را عبادت نکرده اند ، و همیشه شاهد حق بوده و یک لحظه غافل از مشاهده نبوده اند .
دوم : کسانی که مصداق حدیث« اعبد ربک کأنک تراه » می باشند .
ارزش و مقام صداقت
امام صادق علیه السلام به یکی از اصحابش فرمود :« انظر ما بلغ به علیّ ٌعلیه السلام عند الرسول صلی الله علیه و آله و سلّّم فالزمه فانّ علیاً انّما بلغ عند رسول بصدق الحدیث و اداء الامانة » . و در
جایی دیگر می فرماید:« لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده فإنّ ذلک شی اعتاده و لو ترکه استوحش بذلک و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء امانته » . این ها همه از ارزش و مقام صداقت و راستگویی حکایت دارد .
صدا قت خود نیز دارای درجات و مراتبی می باشد . صداقت یا در گفتار است یا در اعمال و یا در احوال . پایین ترین مرتبه صداقت این است که انسان در همه ی حالات سخن راست بگوید . مرحله بعدی صداقت، صداقت در اعمال است . به این معنی که انسان تمام تلاش خود را بکار گیرد تا ظاهرش مخالف باطنش نباشد . اما مرحله بعد که بالاترین و کمیاب ترین مرحله صداقت است ، صداقت در مقامات دین می باشد . مثل صداقت در تعظیم پروردگار ، توکل ، محبت و سایر مکارم اخلاق . زیرا هر یک از اخلاقیات مبدئی دارند که به محض ظهور آن مبدأ نام «خُلق» برآن ها نهاده می شود . ولی هر یک از آن ها دارای کمال و حقیقتی هستند و صادق واقعی کسی است که به حقیقت آن ها برسد .
همه فضائل از سرچشمه ذکر صادر می شوند
ذکر به معنی یاد است و به این معنی است که صورتی از مذکور در نزد ذاکر حاصل شود . هدف و مقصود از همه عبادات حصول ذکر و یاد کردن حق است چنان که خداوند در قرآن می فرماید :« وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي » . حقیقت ذکر آن است که هر چه جز مذکور است در ذ کر فراموش شود .
در آیه «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ » نتیجه ذکر از طرف ذاکر ، ذکر ذاکر از طرف مذکور می باشد و میراث بردن عاشق از ذکر، یاد کردن او از طرف معبود و معشوق است و این بهترین حالت برای ذاکر است .
هدف ذاکر از ارتباط با مذکور می باشد تا به ترنم نوای دل از بند وابستگی های دنیوی رهایی یافته و آرا مش را تجربه نمایید.
تداوم بر ذکر سبب نمود همه فضائل در ذاکر می گردد و با تداوم بر ذکر آن فضائل در وجود ذاکر متجلی می شود .
اما از آن جایی که ذکر حق در مرتبه اطلاق غیر ممکن است ، از باب این که او مطلق است و ما مقیید و مطلق در مقیید نمی گنجد . و از آن جا که پیامبر و ائمه عظام و اساتید معنوی وجه الله هستند و صورت حق بر روی زمین می باشند لذا یاد آن ها یاد حضرت حق است . بلکه ذکر حقیقی همان یاد حضرات است کما این که در روایات شیعه از امام صادق نقل است که فرمودند :«عند تکبرة الاحرام اجعل واحدة من الائمه نصب عینک » همچنین از آن حضرت نقل است که در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ» آمده است که : «رسول الله ذکر است و ما اهل ذکر هستیم » .
در تفسیر قمی از امام صادق علیه السلام در مورد آیه «الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي »نقل است که فرموده اند :« مقصود از ذکر ولایت علی علیه السلام است » .
کمال مذکور منجر به کمال ذاکر می شود غایت ذکر ظهور مذکور در ذاکر و فانی شدن ذاکر در مذکور است به نحوی که از گوینده ذکر نه ذاتی می ماند و نه ذکری . آن چه باقی می ماند مذکور است و ذاکر پس از فنا در مذکور ، بقا می یابد ذاکر که شیفته مذکور است و در تلاش و وصل و پیمودن راه کمال است ، لحظه به لحظه و در تمام حالات به یاد حق است و همه چیزش را در راه آن به نشانه ستایش نثار می کند .
پر واضح است که در رابطه ما بین ذاکر و مذکور در اثر کشش مذکور ، حقیقت ذاکر به سمت حقیقت مذکور حرکت می کند ودر نهایت ، حقیقت ذاکر به حقیقت مذکور تبدیل می شود . به این معنا که مذکور با این کار ذاکر را می کشد و خود به جای او می نشیند .و ذاکر تبدیل به مذکور می شود که در این صورت ذاکر و مذکور متحد می شوند .
بنا براین شاگرد معنوی خوب از جانب استاد معنوی دعوت می شود به مقامی که استاد دارد . و از آن جا که پیامبر ما صاحب مقام محمود است ، لذا شاگرد حقیقی پیامیر دعوت به مقام محمود شده است همان طور که در زیارت عاشورا ذکر شده است .
استعداد شهادت در ذاکر
انسان تنها موجودی است که جامع تمامی مراتب عقلی و مثالی و حسی است و همه ی عوالم غیب و شهادت و هر آن چه در آن عوالم وجود دارد در وجود انسان موجود می باشد .
هر جزئی از اجزای عالم ، مظهر اسمی و صفتی از اسماء و صفات الهی است. و در این میان انحصارا انسان است که به تایید آیه «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا» جامع کل اسماء الله می باشد . و آدمی بالقوه جلوه تمام اسماء الله را در خود دارا می باشد، به این معنی که این استعداد را دارد که آن ها را به فعلیت درآورد. یکی از این صفات ، صفت شهود و شهادت می باشد. ذاکر نیز دارای این استعدا است که این صفت را درخود به ظهور رسانده و آن را به فعلیت درآورد .

فرهنگ شهادت زاییده فرهنگ صداقت
همان طور که قبلاً ذکر کردیم بالاترین مرتبه صداقت ، صداقت در احوالات و مقامات دین می باشد. احوالاتی مانند زهد ، محبت ، توکل و... . هر یک از این احوالات نیز دارای حقیقت و کمالی هستند . و صادق حقیقی کسی است که به حقیقت هر یک از این احوالات برسد . صادق وقتی به مرحله حقیقی صدق رسید ، مرگ را بیشتر از حیات دوست دارد . چرا که دنیا زندان اوست و همیشه باید مراقب این باشد که عملی را انجام ندهد که معارض با صدق او باشد. و همواره باید با دشمنانی از انس و جن جهاد کند . و هرگز از این جهاد فارغ نباشد . صادق واقعی وقتی به این مرحله از صداقت رسید ، شهادت را پلی می یابد که او را از این زندان نجات می دهد و به لقای پروردگار می رساند .
قرآن کریم می فرماید : « انّما المؤمنون الّذینَ آمنوا بالله و رسوله ثمَّ لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصّادقون » .
این آیه بارزترین و مهم ترین ویژگی مؤمنان راستین و کسانی که جهاد می کنند ،چه جهاد اصغر (باموالهم ) و چه جهاد اکبر (انفسهم ) ،صداقت وراستگویی بیان می کند . به این معنا که اگر کسی به مقام حقیقی صداقت نرسیده باشد نمی تواند وارد جهاد شود . اگر هم وارد جهاد شده و با سلاح کشته شود به مقام شهادت دست نمی یابد . همچنان که در حدیث نبوی آمده :« کم ممن اصابه السلاح لیس بشهید » . از مطالبی که بیان شد به این نتیجه می رسیم که تا فرهنگ صداقتی نباشد فرهنگ شهادت نیز وجود نخواهد داشت .
ماهیت و هدف شهادت
از جمله مفاهیم مهم در مورد شهادت ، هدف آن است و این که اساسا دلیل سفارشات قرآن کریم و ائمه معصومین علیهم السلام به مسلمانان مبنی بر لزوم جهاد وشهادت در راه خدا چیست و اهمیت آن به چه منظور است .
از آن جایی که مفهوم «شهادت» دارای ارتباط وسیعی با مسأله «جهاد در راه خدا » دارد و اساسا جهاد لازمه شهادت است . لذا در آیاتی که ذیلا نقل می شود اهداف جهاد وشهادت بیان می شود.
1.« وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ » در این آیه هدف از جهاد و شهادت رفع فتنه ها و آشوب ها که باعث سلب آزادی و امنیت مردم می شود، و همچنین محو آثار بت پرستی و همگانی کردن دین خدا و نیز مقابله با متجاوزان و ظالمان و دفاع در برابر آنان معرفی شده است .
2.«... فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ» .
این آیه هدف از جهاد و شهادت را پیکار با پیشوایان و رهبران کفر و ازبین بردن آنان بیان می کند . در این آیه سخنی از مبارزه با کافران نیست ، بلکه می گوید : بارهبران و پیشوایان آنان به جهاد برخیزید .چرا که این رهبران و پیشوایان کفر هستند که سرچشمه ظلالت و ظلم وفساد می باشند،و پیروان خود را برای مبارزه با مسلمین ترغیب و تحریک می نمایند.و توده مردم پیرو رؤسا و رهبران خود هستند . و اگر رهبران آنان از بین بروند ، چه بسا پیروان آنان از عناد و دشمنی خود دست بردارند و هدایت شوند .
3. «وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ... » .
یکی دیگرازاهداف جهاد ، دفاع از مظلومان و مستضعفینی است که به دست ستمگران افتاده و قدرت دفاع از خود را ندارند . در این آیه قرآن مسلمانان. مورد سرزنش قرار داده و می گوید : چرا برای دفاع از مستضعفان جهاد نمی کنید. به این ترتیب قرآن از مسلمانان می خواهد هم در راه خدا و هم دفاع از مستضعفان مظلوم جهاد کنند .
از دیگر اهداف جهاد:
4. مبارزه با پیمان شکنی ها و کسانی که با زور و رفتارهای ناپسند عمل می کنند و به پیشوای مسلمین ستم روا می دارند «أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ » .
5. بسیج عمومی برای مبارزه با شرک و بت پرستی وگسترش توحید «وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً » ،
6. وادار کردن مردم به مراعات حرمات و حدود الهی و ایمان به خداوند و اجرای عدالت و برقراری نظم در اجتماعات بشری و برطرف ساختن بی دینی «قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ» .
7.برطرف کردن مکر وحیله شیطان صفتان و توجه دادن به این که کافران نمی توانند در مقابل مسلمین استقامت ورزند «الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَان َضَعِيفًا» .
فضیلت شهادت در قرآن و روایات
شهادت در اسلام چنان دارای اهمیت وارزش بالایی است که وقتی می خواهند مقام کسی یا ارزش کاری را بالا ببرند می گویند مقام فلان شخص و یا ارزش فلان کار ، اجرش با اجر شهید برابر است . اکنون به ذکر تعدادی از آیات قرآن و همچنین روایات رسیده از معصومین علیه السلام که به مسأله « شهادت » اشاره نموده اند می پردازیم :
الف : آیات قرآن
1. «وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ» . در این آیه رحمت و مغفرت ویژه پروردگار برای کسی است که در راه خدا به شهادت برسد . و این رحمت و مغفرت بالاترین سرمایه زندگی او به حساب می آید .
2. «وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ» . خداوند در این آیه ، مسلمانان را از گفتن « مردگان » در مورد شهیدان نهی می کند و می گوید زنده اند و زندگی جاویدان دارند و این شما هستید که نمی توانید آن را درک کنید .
2. «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» از تدبر در این آیات به یک حقیقت می رسیم وآن این که شهیدان راه خدا ، زندگیشان با مرگ بریده نمی شود و همانند کسانی نیستند که با مرگ عادی از دنیا رفته اند . بلکه اینان از روزی خداوند بهرمند می شوند و به خاطر نعمت های خداوند به آنان بخشیده خوشحال ومسرورند .
آیات مذکور به روشنی مقام والای شهیدان را در نزد خداوند بیان می کند و صراحتا اعلام می دارد که شهدا زنده اند و هرگز نباید کسانی را که آگاهانه و با اشتیاق تمام ،عزیز ترین و محبوب ترین داراییشان را که همانا جان خویش است ، بر طبق اخلاص نهاده و تقدیم بارگاه کبریایی حضرت حق می نمایند چون سایر مردگان پنداشت . زیرا که مورد عنایت خاص پروردگار بوده و از نعمت هایی فوق نعمت های دنیایی بهره مند ند و از این تنعم در نزد خداوند راضی و خشنود ند .
ب : فضیلت شهادت از دیدگاه رسول خدا
در روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است : «للشهید سبع خصال من الله اول قطر من دمه مغفور له کل ذنب والثانیه یقع راسه فی حجر زوجته من الحور العین و.... والسابعه ان ینظرفی وجه الله» . در این روایت هفت ویژگی برای شهید نقل شده است که اولی آن عبارت است اولین قطره ای که از خون او به زمین بریزد موجب آمرزش تمام گناهانش می شود . اما مهم ترین خصلتی که برای شهید ذکر شده این است که او به وجه الله نظاره می کند . یعنی این که تمام حجاب هایی که بین انسان و خداوند وجود دارد کنار می رود و شهید می تواند به وجه خدا به راحتی نگاه کند.
در حدیث دیگری از آن حضرت آمده :« فوق کل ذی بر ،بر حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فلیس فوقه بر» .در این روایت پیامبر بالاترین کار نیکی را که انسان می تواند انجام دهد ، شهادت معرفی می کند.همچنین آن حضرت فرموده : « اشرف القتل قتل الشهدا ؛ شرافتمندانه ترین مرگ ، شهادت است » . همان طوری که هر انسانی علاقمند است که بهترین زندگی را داشته باشد ، در پایان زندگی نیز می خواهد بهترین نوع مردن را داشته باشد . بنابراین شهادت به عنوان شریف ترین نوع مرگ بسیار با ارزش است .

ج : فضیلت شهادت از دیدگاه امام علی علیه السلام
حضرت علی علیه السلام از پیشگامان عرصه شهادت بوده وتوجه به زندگی او بیانگر این است که هرگز از مصاف با مرگ نمی هراسید و همواره آرزوی شهادت داشت و هر مرگی را غیر از شهادت
برای خود خسارت می دانست . از نظر ایشان شهادت نردبان تکامل انسان است . از این منظر شهادت خود یک ارزش متعالی و درجه تکامل انسان برای حیات جاودانه است . از نظر امام علی علیه السلام جهاد و شهادت کارکرد های بسیار مهمی برای جامعه و دین دارد و ترک آن موجب آسیب های جبران ناپذیری خواهد شد . حال به سخنان ایشان در مورد فضیلت شهادت اشاره می کنیم :
در پایانِ نامه ای که حضرت علی علیه السلام برای مالک اشتر زمانی که او را به امارت مصر منصوب کرد چنین نوشت : «انا اسال الله بسعة رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبة ، أن یختم لی و لک بالسعادة و الشهادة» . و همچینین در جنگ صفین خطاب به سربازان خویش فرمود : « إنّ اکرم الموت القتل و الذی نفس ابن ابی طالب بیده لَالف ضربه بالسیف اهون علیّ من میته علی الفراش فی غیرطاعة الله » .
از نظر امام علی علیه السلام شهادت شرافتمندانه ترین مرگ هاست . و از چنان جایگاه و مقام مخصوصی برخوردار است که آن حضرت آن را از خداوند طلب می کندو می خواهد که پایان عمرش با شهادت و کشته شدن در راه خداوند باشد .
نیاز جامعه به فرهنگ شهادت
جامعه اسلامی بیش از آن که مورد تهاجم خارجی قرار گیرد ، دچار تهدیدات درونی و حملات داخلی می شود . کار شکنی و خیانت دشمنان داخلی از یک طرف و توطئه های دشمنان نیز از طرف دیگر ، همه باعث بروز مشکلاتی برای جامعه اسلامی می شود . دشمن نیز بیشتر از آن که از تهاجم نظامی استفاده کند به تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی روی می آورد . اما زمانی که « شهادت و روحیه شهادت طلبی » در جامعه به صورت یک فرهنگ در آمده باشد نه تنها دشمن را از تهاجم نظامی باز می دارد و آن را مجبور به عقب نشینی می کند ، بلکه با آگاهی و بیداری که به افراد جامعه می دهد دشمن را در زمینه تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی نیز ناکام می گذارد . همچنین با آگاهی که به جامعه می دهد کارشکنی و خیانت دشمنان داخلی را نیز برملا می کند .
جامعه ای که خود را از فرهنگ « شهادت » بی نیاز بداند، فرهنگ تن پروری و بی مبالاتی درآن ، جامعه رواج پیدا می کند . و مردم آن برای رهایی از خطراتی که آنان را تهدید می کند ، چشم انتظار حرکت دیگران می مانند . این جامعه گرفتار فرهنگ حقارت طلبی و ذلت پذیری می شود .و جامعه را موجی از بی اعتمادی و بی مسئولیتی فرا می گیرد. زیرا گریز از جهاد و شهادت مساوی با ذلت پذیری و حقارت طلبی است . امام علی علیه السلام در این باره می فرمایند :« فوالله ما غزی قوم قطّ فی عقر دار هم الّا ذلّوا » .وقتی جامعه گرفتار این آفات بزرگ شد ، اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و نمی تواند دست به کار های بزرگ بزند و از رسیدن به کمال انسانی باز می مانند . از طرف دیگر جامعه ای که نتواند شهید بپرورد و مردم آن برای دفاع حریم و ناموسشان ، چشم انتظارحرکت عده ای مخلص بنشینند ، در فضایی از ترس و ناامنی به سر می برند . و امنیت و آسایش را که از اولین و اساسی ترین نیاز های جامعه است از دست می دهند .
همه ی این عوامل نشان دهنده ی نیاز جامعه به فرهنگ « شهادت و روحیه شهادت طلبی » می باشد .
آثار فردی و اجتماعی شهادت
تأثیر فرهنگ شهادت بر فرد و جامعه از جلوه ممتازی برخوردار است . روح شهادت وقتی در فرد تجلی پیدا کرد ، با هویت قدسی که دارد ،بر جامعه پیرامون خود نیز تأثیر می گذارد . شهادت که نتیجه سلامتی روان و روحیه شجاعت است ، مقاومت و پویایی جامعه را یه دنبال دارد . شهید با واسطه شهادت خود ، فکر و اندیشه ذلت و ترس را از پیکره جامعه می زداید و افراد مرده وخفته اجتماع را بیدار می سازد و اندیشه شهامت و شهادت طلبی را در کالبد اعضای جامعه جاویدان می سازد . لذا تا زمانی که فرهنگ شهادت در حامعه استمرار دارد هم حیات و جاودانگی جامعه تضمین است و هم فرهنگ حقارت طلبی و ذلت پذیری از جامعه رخت بر می بندد .
مهم ترین آثاری که شهادت بر فرد و اجتماع می گذارد عبارتند از :
1. صبرو شکیبایی :انسان در هیچ حالی از صبر و شکیبایی بی نیاز نیست ، زیرا آن چه را که در دنیا می بیند یا موافق میل اوست و یا مخالفش و در هر صورت داشتن صبر ضروری است . و آن که در راه خدا می جنگد ، باید دارای صبری نیکو باشد چون زندگی اش را رها کرده و آماده است که جان خود را در این راه بدهد . از این جهت قرآن کریم خطاب به مسلمین هنگام برخورد با دشمن می فرماید: «إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ » .
همچنین زندگی های دنیایی در دید ظاهری سر شار از وابستگی ها و زیبایی ها است که برای انسان های خواهان این زندگی جدا شدن از این علایق بسیار سخت و سنگین می باشد . اما کسانی که دریافته اند «وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ » و «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى» جدا شدن از این دنیا و علایق و عوامل آن سخت نیست .چنین انسان هایی بر آن چه از ناملایمات و آلام دنیوی به آنان می رسد و آن چه از تعلقات دنیوی از کف آنان می رود صبورند ، زیرا «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ» را خدایی برای بشر فرستاده که «عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ » و بر آن چه به آنان داده شده خوشحال و سرخوش نیستند بلکه شاکر و شکیبایند و تابع کلام خدایند که می فرماید :« وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاآتَاكُمْ » . این صبر و شکیبایی را می توان از نتایج و آثار داشتن روحیه شهادت طلبی دانست . آن هم شهادتی که رضای شاهد حقیقی را خواستار است و شهادتی که در راه او و برای او باشد . این روحیه تنها در انسان های مؤمن یافت می شود که صبر و شکیبایی در رأس ایمان آنان قرار دارد.
2. تقوا: روح شهادت ، ضمن تولید تقوا و پرهیزگاری ، آن را در جامعه نهادینه می کند و جامعه ای که به لباس تقوا آراسته شود ، گرد ناپاکی و مخالفت با ارزش های الهی و انسانی را از خود می زداید. همچنین در صورتی که فرهنگ شهادت به طور صحیح به نسل های بعدی جامعه منتقل شود می تواند نسلی مؤمن و با تقوا تربیت نماید که در هنگام اضطرار مانند پیشینیان خود عمل کنند .
3. دنیا گریزی : زمانی که فرهنگ شهادت در بین افراد جامعه نهادینه شود و ارزش و مقام شهید در این دنیا و در آن جهان روشن وشناخته شود. این جاست که زندگی در این دنیا برای افراد بی ارزش می شود و از این زندگی چند روزه که متاعی بیش نیست می گذرد و درآرزوی رسیدن به زندگانی جاویدان از طریق شهادت می باشد . و افراد جامعه در هنگام هجوم دشمن از فرصت بدست آمده استفاده کرده و با نثار جان خود ، زندگانی جاویدان را بر زندگی چند روزه و زود گذر دنیایی ترجیح می دهند . و دنیا و هر آن چه که در آن هست کنار می گذارند و بهره بردن آنان از آن جز برای آخرتشان نخواهد بود .
4. آگاهی و بیداری : شهید با آگاهی و بیداری و همه ی شعور راه خویش را انتخاب می کند و با شهادت خود ، خون در رگ افراد مرده اجتماع تزریق می کند و آنان را زنده و بیدار و آگاه می سازد . و حیات و تکاپوی جامعه را به همراه دارد . شهادت در یک نگاه ماورایی مرگی اختیاری در راه دوست است ، فعلی مقدس در راستای حیات و ممات محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم . لذا اگر این فعل مقدس مورد تأمل و تعقل جا ماندگان از این قافله واقع شود ، بینش و بصیرتی برای آنان حاصل می شودکه اگر فرصت نثار جان به طریق شهادت دست نداده است ، یاد شهیدان را زنده نگه دارند و راه آنان را ادامه دهند .
5. اصلاح گری : هر انسان و هر جامعه ای برای اصلاح خود نیاز به علل و عواملی دارد تا او را در این راه یاری کنند .شهادت به عنوان یکی از آموزه های مکتب دینی اسلام در صورتی که جامه عمل به آن پوشانده شود و افراد جامعه در راه آن قدم بردارند ، باعث اصلاح جامعه و رفع توطئه دشمنان و خیانت منافقان می شود . و گرد نفاق و رخوت را از چهره جامعه می زداید و آن را به نور ایمان و پایداری می آراید .
6. پایبندی به تکلیف الهی : شهید برای شهادت خود اجر و مزدی را طلب نمی کند. بلکه او این حرکت را وظیفه و تکلیف دینی خود می داند ، که باید آن را در زمانی که حق بی دفاع مانده و نیاز به یاری دارد ، انجام دهد . یرای او مهم آن است که چقدر در راه دفاع از عقیده و مذهبش مفید واقع شده است .
7 : ایثار گری :مَثَل شهید مَثَل شمع است . همان گونه که شمع می سوزد و جان فشانی می کند وفانی می شود ، شهید نیز با از خود گذشتگی و فداکاری آینده مردم و جامعه را تضمین می کند .و برای تحقق آرمان های جامعه خود را فدا می کند . و با ایثار و گذشت فضا را برای دیگران مساعد می کند. دیگران نیز وقتی می بینند عده ای از افراد جامعه که در ظاهر با آنان تفاوتی ندارند اما از همه خود در دنیا می گذرند و در مسیر هدفی بزرگ ، عاشقانه و خالصانه جان نثار می کنند و از فداکاری آنان باز ماندگان به زندگی ادامه می دهند ، روحیه ایثار گری و فدا کاری در آنان نیز متولد شده و خود را نشان می دهد .
8: بازدارندگی :روحیه شهادت طلبی بیش از آن که تهدید باشد ، حالت باز دارندگی دارد . یعنی باعث جلو گیری از تهاجم دشمن می شود و دشمن را از تهاجم باز می دارد .این فرهنگ شهادت است که لرزه براندام دشمنان می افکند و آنان را از نفوذ در دژهای اسلام مایوس می کند .
9. :امر به معروف و نهی از منکر : امر به معروف و نهی از منکر مهم ترین دستور اجتماعی اسلام است . زیرا این امر هم دعوتی به اسلام است و هم وسیله ای برای باز گرداندن حقوق از دست رفته مظلومان . و مهم ترین اثری که شهادت دارد ، احیای این فریضه الهی می باشد . هیچ کس چون شهید نمی تواند منادی امر به معروف و نهی از منکر باشد و شهادت تابلو ترسیم گر این فریضه الهی است که به زیبا ترین وجه ممکن اهمیت آن را به اثبات می رساند .
امام حسین علیه السلام و شهادت
آن گاه که بحث از شهادت به میان می آید ، نا خود آگاه ذهن انسان متوجه امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا می شود . مگر می شود که از شهادت گفت اما از امام حسین علیه السلام سخنی به میان نیاورد .
امام حسین علیه السلام از مصادیق بارز انسان کامل است و انسان کامل در جمیع جهات و حیثیات کامل است . چنان که پیامبر اکرم فرمود :« اوتیت جوامع الکلم » . و انسان کامل برای احیا وزنده نگه داشتن اسلام کامل آن قیام را خلق کرد و خون خویش را هدیه نمود تا فرهنگ ارزشها و منش ها و گرایش های اصیل و زلال ناب اسلامی احیا و بیمه گردد .
قیام کربلا حاوی کامل ترین وجه عقلانیت و دارنده جامع ترین ساحت عشق و عرفان است . حماسه،عشق ، جهاد و عرفان در قیام کامل وتمام عیارانسانی کامل به تجلی نشست . این قیام آیینه ای کامل از انسان کامل و اسلام نبوی و ولایت علوی است . و حق و عدل را به صورت فراگیر به نمایش می گذارد .
در متن کلمات نورانی امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا رازهای زیادی نهفته است . به هر حال عرفان کربلایی و عسق عاشورایی در یک نقطه به هم رسیده اند و آن واقعه و قیام ابا عبد الله اتفاق افتاد . که درد خدا و خلق ، عرفان و برهان ، حماسه و عشق ، فکر و ذکر ، فهم و شهود ، وفا و لقا ، ولایت و محبت ، عبودیت و توحید در هم تنیده اند . که محبت الهی و ولایت علوی در «خون خدا » متجلی شد و اشراق ، شهود ، فنا ، بقا و ادب مع الله با لقای الهی و ربوبی عجین هم شده اند تا راز جاودانگی و ماندگاری قیام کربلا و واقعه عاشورا را رقم بزنند و سرود « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا »را افشا نمایند . و پرده از راز های نهفته تعلق هستی و حیات به امام حسین علیه السلام را بردارند و اسرار نهفته در ولایت کلیه و مطلقه حسین علیه السلام را آشکار سازد که در جواب «ولید بن عقبه » حاکم مدینه وقتی از امام حسین درخواست بیعت با یزید را کرد فرمود :« ایها الامیر نحن اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الرمه بنا فتح الله و بنا یختم ...» . به هر حال قیام حسین از مدینه تا کربلا و از کربلا تا شام و از شام تا مدینه در یک حرکت دایره ای با نقطه مرکزی ولایت به ظهور و ثمر نشست و معنای « حسین منی و انا من حسین » را واقعیت بخشید .


نتیجه گیری :
1..شهید در لغت به معانی زیادی می باشد از جمله ، حضور، ناظر ، گواه ، الگو .... اما شهید و شهادت در اصطلاح به دو صورت عام و خاص معنا می شود . شهید به معنای عام عبارت است از کشته شدن قهرمانانی که در میدان نبرد به دست دشمنان کشته می شدند . این مفهوم عمری به درازای عمر بشر دارد . اما معنای خاص شهید ، که مخصوص مکتب تشیع است ، عبارت است از سعی و تلاش برای رسیدن به معرفت الهی و قربانی کردن نفس خویش قبل از مرگ.
2. هدف از همه عبادات ، حصول ذکر می باشد . و ذاکر کسی است که صورتی از مذکور در ذهنش ایجاد شود . و ذاکر به وسیله ذکر می تواند به همه فضائل دست یابد .
3. چون انسان بالقوه دارای تمام صفات الهی است ، و شهادت نیز یکی از ابن صفات می باشد ، ذاکر این استعداد را دارد که این صفت را در خود به فعلیت درآورد .
4. اساسا هرجهاد و کشته شدنی ، هدفی را دنبال می کند . هدف از شهادت دفاع از حیثیت جامعه اسلامی می باشد . رفع فتنه ها و آشوب ها ، محو آثار بت پرستی ، مبارزه با ظلم و فساد ، از بین بردن رهبران و پیشوایان کفر ، حمایت مستضعفین و مظلومان ، مبارزه با پیمان شکنی و از همه مهم تر گسترش و نشر توحید از دیگر اهداف مهم شهادت می باشد .
5. شهادت مفهومی است که پس از آن که مفهوم صداقت روشن شد ، معنا پیدا می کند . یعنی ابتدا فرد باید درجات و مراتب صداقت را پیموده باشد تا به مقام و منزلت شهادت برسد . و تا زمانی که فرهنگ صداقت نباشد ، فرهنگ شهادتی نیز وجود نخواهد داشت .
6. شهید بالاترین مقام را در نزد خداوند دارد. از روزی او بهره مند می شود و از نعمت هایی فوق نعمت های دنیوی استفاده می کند و از این تنعم در نزد خداوند راضی و خشنود است . و از همه مهم تر این که برای شهید پرده ها و حجاب ها کنار می رود و او می تواند به راحتی به وجه الله نظاره کند . مقام ومنزلت شهید چنان بالاست که کسی مانند حضرت علی علیه السلام از خداوند می خواهد که پایان عمرش با شهادت در راه خدا باشد .
7. فرهنگ شهادت از جمله فرهنگ هایی است که در هر زمانی نیاز آن برای جامعه اسلامی احساس می شود . چرا که این فرهنگ شهادت وروحیه شهادت طلبی است که لرزه بر اندام دشمنان می اندازد و وحشت و ترس را برای آنان در پی دارد . و آنان را از تهاجم باز می دارد . و همچنین باعث آگاهی و

بیداری جامعه می شود . چه بابرکت است فرهنگ شهادت برای مسلمین و چه وحشتناک است برای دشمنان اسلام .
8. از جمله دلایل اهمیت فرهنگ شهادت برای جامعه ،آثار و پیامد های این پدیده می باشد . آثاری که با توجه به ابعاد گوناگون این مفهوم متعالی انسان ، در قالب های مختلف مطرح می شود ، لذا به دلیل وجود این آثار و نتایج ، اشاعه فرهنگ شهادت و روحیه شهادت طلبی نقش مؤثری در تکامل و پیشرفت چند جانبه جامعه اسلامی خواهد داشت .
9. فرهنگ شهادت با هویت قدسی خود ،ازآثار و پیامد های فردی و اجتماعی فراونی برخوردار است . صبر ،تقوا ، آگاهی و بیداری ، اصلاح گری ، ایثارگری دنیا گریزی و... از جمله ی این آثار و پیامد هاست .
10. مهم ترین اثری که فرهنگ شهادت دارد ، احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر می باشد . و هیچ کس مانند شهید نمی تواند این فریضه را به طور اتم و اکمل انجام دهد .

منابع ومآخذ
قرآن ،خط عثمان طه ، انتشارات اسوه ، 1375 ش .
نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، ایران ، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المرمنین ، 1379 ش .
1. ابن منظور ، محمد بن مکرم ، لسان العرب ، بیروت ، دار صادر ، 1413 ق ، چاپ سوم .
2. احمد بن محمد خالد برقی ، المحاسن ، قم دار الکتب الاسلامیه ، 1371 ق .
3. اصفهانی ، راغب ، المفردات فی غریب القرآن ، دمشق ، دار العلن الدار الشامیه ، 1412 ق ، چاپ اول
4. حسینی زبیدی ، محب الدین سید محمد مرتضی ، تاج العروس ، بیروت ، دار الفکر ، 1414 ق
5. دیلمی ،حسن بن ابی الحسن ، ارشاد القلوب ، انتشارات شریف رضی ، 1412ق .
6. شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، قم ، مؤسسه آل البیت ، 1409 ق .
7. شیخ صدوق ،امالی ،بی جا ، انتشارات کتابخانه اسلامیه ، 1363 ش .
8. شیخ صدوق ، خصال ، قم ، جامعه مدرسین ، 1403 .
9. شیخ صدوق ، من لا یحضره الفقیه ، قم ، جامعه مدرسین، 1412 ق .
10. شیخ طوسی ، تهذیب الاحکام ، تهران ، دار الکتب السلامیه ، 1365 ش .
11. شیخ مفید ، اختصاص ، قم ، کنگره شیخ مفید ، 1413 ق .
12. شیخ مفید ، ارشاد ،قم ، کنگره شیخ مفید، 1413 ق.
13. شیرازی ، محمد معصوم (معصوم علیشاه ) ، طرایق الحقایق ، تصحیح محمد جعفر محجوب ، انتشارات کتابخانه سنایی .
14. عیاشی ،محمد بن مسعود ، تفسیر عیاشی ، بیروت ، موسسه الاعمی ، 1991 م .
15. فیومی ، احمد بن محمد ، مصباح المنیر ، قاهره ، مطبعه الامیریه ، 1928 م ، چاپ هفتم .
16. قمی ، علی بن ابراهیم ، تفسیر قمی ، قم ، دار الکتاب ، 1367 ش ، چاپ چهارم .
17. کلینی ، محمدبن یعقوب ، کافی ، تهران ، دار الکتب الاسلامی ، 1365 ش .
مجلسی ، محمد باقر ، بحار الانوار ، بیروت ، موسسه الوفاء ، 14

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4794 | بازدید امروز : 24 | کل بازدید : 1182928 | بازدیدکنندگان آنلاين : 4 | زمان بازدید : 1.8281