شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
از فرمايشات گهربار حضرت رسول اكرم (ص ) در خصوص مداومت بر نماز جماعت / وَ مَن لزم جَماعَه المُسْلِمين حُرِمَتْ عَلَيْهِم غَيبَتُهُ وَ ثبتت عَدالَتُه / كسي كه بر نماز جماعت مداومت داشته باشد، غيبت او بر مسلمانان حرام وعدالتش ثابت مي شود .

منو اصلی
ساعت
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
تقویم
اخبار
فيلم شناسي فلسطين در سينماي ايران تولد دوباره يك ملت

فيلم شناسي فلسطين در سينماي ايران
تولد دوباره يك ملت
اميد صدرايي

 


با گذشت بيش از سي سال از احياي سينما در ايران، هنوز هم موضوع فلسطين مظلوم و مغفول است. به جز چند نمونه كه هر از گاهي چون شهاب درخشيدند، نمي توان يك جريان مستمر را در اين زمينه رديابي كرد. اين در حالي است كه مسأله اشغال كشور فلسطين و رنج هاي مردم آن يكي از مهمترين مسائل انساني امروز انسان دوستان و آزادي خواهان در جهان است و از قضا، منادي اصلي اين آزادي خواهي، ايران است. بنابراين جاي افسوس دارد كه در سينماي ما تعدادي انگشت شمار فيلم درباره اين هدف و رزم مشترك وجود دارد. در اين شرايط بايد كارگردان هايي كه به سراغ ساخت فيلم درباره فلسطين رفتند را پاسداشت. مرحوم سيف الله داد، جواد اردكاني، عباس رافعي، محمدرضا آهنج، محمد درمنش، پرويز شيخ طادي و سعيد سلطاني از جمله كارگردان هايي هستند كه در اين زمينه فيلم ساخته اند. اين فيلم ها عبارتند از:

بازمانده
فيلم «بازمانده» به كارگرداني مرحوم سيف الله داد در سال 1373 آغازگر ساخت فيلم با موضوع فلسطين بود و نشان داد كه اين مسأله داراي قابليت دراماتيك بسيار زيادي است.
داستان فيلم درباره زن و شوهر جواني است كه به همراه فرزند نوزادشان فرحان در بيت المقدس زندگي مي كنند كه صهيونيست ها به آنجا حمله مي كنند و كانون اين خانواده از هم مي پاشد. پس از آن، اين زندگي شيرين كه در اثر حضور اسرائيلي ها از بين مي رود، به اشغال يك خانواده يهودي مهاجر از لهستان در مي آيد و حتي فرزند آن خانواده بومي فلسطين هم مانند يك ميراث به آن دو واگذار مي شود. با اين حال، اين پايان كار نيست و مادر بزرگ فرحان با نفوذ به خانه تحت اشغال به عنوان پرستار بچه مبارزه اي را براي حفاظت و بازپس گيري نوه اش آغاز مي كند. اما در نهايت مادربزرگ با عبور از تمايلات فردي اش در بازپس گيري نوه به تاراج رفته اش، در نقش يك مبارز سياسي ظاهر مي شود و عملياتي خطرناك را براي ضربه زدن به اسرائيلي ها با موفقيت اجرا مي كند. در واقع، فيلم «بازمانده» ماجراي اشغال فلسطين توسط صهيونيست ها را در قالب مالكيت نامشروع يك زن و شوهر عقيم بر فرزند ديگران روايت كرده است.

قناري
فيلم «قناري» به كارگرداني جواد اردكاني تنها فيلمي است كه به يكي از مهمترين ابعاد مسأله فلسطين پرداخته است. موضوع اين فيلم، مقاومت كودكان فلسطيني و حضور اين نسل در متن مبارزه است. داستان فيلم «قناري» درباره يك پسر خردسال فلسطيني است كه دچار لكنت زبان است. يك كشيش مسيحي به نام پدر سيمون براي كمك به رفع اين مشكل، قناري كوچكي را به او هديه مي دهد. اما به سفارش پدر سيمون بايد براي قناري خود محيطي آرام و كم سر و صدا ايجاد كند تا قناري بتواند برايش آواز بخواند. تلاش اين كودك براي يافتن محيط امن و آرام او را با مسائل مختلفي روبرو مي كند.
اين فيلم روايتي از تلاش يك كودك فلسطيني براي يافتن آرامش در دل هجوم و هياهوي دشمن است. قناري، در واقع نمادي است از صلح و آشتي و اين فيلم استعاره اي است از صلح طلب بودن كودكان فلسطيني.
يكي از ابعاد تكان دهنده فلسطين، جناياتي است كه عليه كودكان صورت مي گيرد. هر ساله ده ها نونهال فلسطيني در حملات صهيونيست ها از ادامه حيات محروم مي شوند. براساس اعلام مراكز بين المللي از ابتداي قرن 21 تاكنون بيش از هزار و 200 كودك فلسطيني به شهادت رسيده است.
نمايش صحنه هايي چون ايستادن بچه هاي 10، 12 ساله در مقابل يك تانك، غرق شدن كودكي در خون، گلوله باران شدن نونهالان و اتفاقاتي از اين دست، هر يك براي تلنگر زدن به وجدان هاي بيدار كافي است. صحنه هايي كه تنها بخشي از آنها در فيلم «قناري» به تصوير كشيده شده اند.
يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد مقاومت فلسطين، مشاركت كودكان و نوجوانان در خط اول مبارزات خياباني و انتفاضه است. شاخصه اي كه در كمتر جنبش و مبارزه اي تا به اين حد پررنگ اتفاق افتاده است. اين فيلم توانسته با رويكردي واقع گرايانه تا حدودي در بازسازي فضاي جامعه مبارزاتي فلسطين و به خصوص حضور كودكان و نوجوانان در متن اين مبارزات و مقاومت ها نزديك شود. استفاده از بازيگران فلسطيني هم به تحقق اين واقع گرايي كمك كرده است.
متأسفانه درباره چنين موضوع مهمي كه اتفاقاً قابليت دراماتيك بسيار بالايي هم دارد، تقريباً ديگر هيچ فيلمي ساخته نشد. نكته قابل توجه اين است كه فيلم «قناري» هم با حمايت شبكه دوم سيما ساخته شد. البته فيلم هيچ گاه اكران عمومي نشد و فقط در چند جشنواره و همچنين تلويزيون به نمايش درآمد.

هيام
فيلم «هيام» كه ابتدا «زيتون شكسته» نام داشت به كارگرداني محمد درمنش از ديگر محصولات سينماي ايران با موضوع اشغال فلسطين و مبارزات و از جان گذشتگي هاي مردم اين كشور براي آزادي وطنشان است. فيلم داستان يك دانشجوي مهندسي و تبعه انگلستان به نام حسان است كه براي ازدواج با دختري به نام هيام از انگليس به جنين در فلسطين اشغالي سفر مي كند. مراسم ازدواج برگزار مي شود و آن دو در شرايطي كه قصد خروج از سرزمين خود و سفر به انگليس را دارند اما با حمله اسرائيلي ها به جنين و دستگيري شوهر هيام مواجه مي شوند. فيلم «هيام» روايتي است درباره اهميت دفاع از كشور در مقابل خواسته ها و زندگي شخصي. هيام زندگي زناشويي خود را آغاز مي كند و حتي براي ادامه زندگي خود در شرايطي آسوده و مرفهانه، عزم مهاجرت به غرب را دارد. اما يك اتفاق زندگي او را دستخوش تحول قرار مي دهد و او را وارد متن مبارزه مي كند. اين فيلم البته داراي نوعي نگاه واقع نگارانه و استنادي نيز به ماجراي هجوم صهيونيست ها به جنين است.
فيلم «هيام» نيز مانند ديگر فيلم هايي كه با موضوع فلسطين در ايران ساخته شده اند، بيش از جنگ و كشمكش هاي سياسي، اين مسأله را از زاويه انساني نگاه مي كند. به خصوص اين كه در اين فيلم هم محور درام، خانواده، عشق، ازدواج و جدايي است. در واقع، اين فيلم سعي دارد تا با ترسيم اين واقعيت كه اشغال فلسطين بر هم زننده زندگي هاي عاشقانه و به هجران كشاندن وصال هاست، مخاطب خود را نسبت به رژيم صهيونيستي و تصرف خاك فلسطين متنفر كند.
هرچند در فيلم سكانس هايي هم از نبردهاي جنگ شهري ميان مبارزان فلسطيني و نيروهاي اسرائيلي به تصوير كشيده شده است. بخشي از فيلم هم به روابط درون گروهي محفل هاي مبارزاتي جوانان فلسطيني اختصاص يافته است.
يكي ديگر از ابعاد محتوايي فيلم «هيام» تقابل روحيه سازشكارانه با روحيه انقلابي و مبارزه جوست. حسان، جواني عافيت جو و طرفدار سازش با دشمن است، اما هيام روحيه اي سركش و سازش ناپذير دارد. نكته جالب اين است كه اين بار برخلاف اغلب آثار هنري كه در آنها مردان نماد مبارزه و انقلاب و زنان نماد آرامش و سكون هستند، اين زن است كه جهاد مي كند.
فيلم «هيام» نيز همچون ديگر فيلم هاي ساخته شده با موضوع فلسطين، داراي پاياني خوش است. خروج هيام و حسان از بند و بلاي صهيونيست ها، نويد نوعي آزادي قريب الوقوع و چشم انداز روشن براي مردم فلسطين است. همچنين اين فيلم را مي توان نوعي پاسداشت براي زنان شهيد فلسطيني دانست.

بيگانگان
فيلم «بيگانگان» به كارگرداني عباس رافعي از ديگر محصولات سينماي ايران درباره مسأله فلسطين است كه در اصل براي مخاطب برون مرزي ساخته شده است. در اين فيلم كه توسط شبكه جهاني الكوثر سرمايه گذاري و توليد شده، همه عوامل به جز نويسنده و كارگردان آن، غير ايراني و عرب هستند.
اين فيلم داستان يادآوري يك عشق ناكام در فلسطين است. جواني به نام حسام عاشق دختري ليلا نام مي شود. آن دو قصد ازدواج با يكديگر را دارند، اما حمله صهيونيست ها به آن كشور و به وجود آمدن جنگ و سپس آواره شدن ساكنان شهر، باعث مي شود كه اين دختر و پسر يكديگر را گم كنند. اما پس از گذشت بيش از نيم قرن از اين حوادث و در شرايطي كه حسام و ليلا هر دو در سالخوردگي به سر مي برند، اتفاقاتي رخ مي دهد كه زمينه پيوند آنها را فراهم مي كند.
فيلم «بيگانگان» نيز مصائب مردم فلسطين و جنايات رژيم اشغالگر قدس را در قالب روايتي با پس زمينه اي عاطفي و عاشقانه ترسيم كرده است. به طوري كه تم اين فيلم هم عشق و جدايي است و موضوع برپا شدن رژيم غصبي اسرائيل از زاويه به هجران تبديل شدن عشق دو جوان فلسطيني محكوم شده است.
فيلم «بيگانگان» همچنين داراي رويكردي اسنادي هم هست. به اين معني كه بخش اعظم سكانس هاي آن به قضيه اشغال سرزمين فلسطين، چگونه آواره شدن مردم آن كشور و شكل گيري ناجوانمردانه يك كشور جعلي و نامشروع به نام اسرائيل اختصاص دارد.
از نكات قابل توجه اين فيلم، اشاره پررنگ آن به نقش انگلستان در شكل گيري رژيم صهيونيستي است. در فيلم «بيگانگان» صحنه هاي گوناگوني از حضور سياستمداران و نيروهاي نظامي بريتانيا در كنار اشغالگران صهيونيست ديده مي شود. همچنين در سكانس اخراج حسام از كشورش كه يكي از بخش هاي تأثيرگذار فيلم هم هست، در هنگامي كه قهرمان فيلم سوار بر كشتي از سواحل حيفا دور مي شود، پرچم هاي انگلستان در ساحل به تصوير كشيده شده اند. مخاطب در اين فيلم همچنين با يك گروه از صهيونيست هاي تندرو به نام هاگانا آشنا مي شود كه به همراه انگليسي ها نقش مهمي در اشغال منطقه حيفا در دوران تصرف كشور فلسطين داشتند.
ديگر ويژگي شاخص فيلم «بيگانگان» نگاه مردم شناسانه آن است. يعني فيلمساز سعي كرده تا جاي ممكن در فضاسازي، نمايش موقعيت ها و مناسبت هاي انساني و به خصوص شخصيت پردازي به اعراب و مردم فلسطين نزديك شود.

شكارچي شنبه
يكي از متفاوت ترين فيلم ها در زمينه تقابل صهيونيست ها و فلسطيني ها در سينماي ايران «شكارچي شنبه» به كارگرداني پرويز شيخ طادي است. فيلمي كه به يكي از غريب ترين ابعاد اين مسأله پرداخته است. اين فيلم در ساختار و ميزانسني كاملا جديد از پرداختن به مسائلي چون اشغال و جنگ و حمايت هاي دولت هاي استعماري از اسرائيل يا روابط انساني و عشقي گذر كرده و موضوعي ريشه اي را هدف نمايش قرار داده است. موضوع فيلم «شكارچي شنبه» ايدئولوژي صهيونيستي است. در اين فيلم، باورها، عقايد، جهان بيني و مناسك بنيادگراهاي يهودي صهيونيست ترسيم شده است.
داستان فيلم درباره يك كودك اسرائيلي به نام بنيامين است كه سرپرستي اش به پدربزرگش واگذار مي شود. پدربزرگي كه يك خاخام صهيونيست است و با توجيهات مذهبي سعي مي كند نسل كشي و قتل عام ديگر نژادها، از جمله فلسطيني ها را توجيه كند. كشتار فلسطيني ها براي او يك سرگرمي روزانه است و در همين حين اين مرام را به نوه خود نيز تدريس مي كند.
فيلم به افشاي بسياري از مناسبات فاسد و ضد انساني رايج در مجامع صهيونيستي مي پردازد. اين فيلم همچنين براي اولين بار در جهان، فرايند مغزشويي شهروندان اسرائيلي از همان كودكي را نشان مي دهد. در «شكارچي شنبه» مي بينيم كه چگونه يك كودك ساده و بي آزار تحت آموزش هاي پدر بزرگش تبديل به يك جاني خون آشام و متوحش مي شود.
فيلم «شكارچي شنبه» با وجود برخي ضعف هاي دراماتيك و داستاني، اما به بيان سينمايي برخي ناگفته هاي محفوظ در دل جامعه اسرائيل مي پردازد. همچنين مستند جلوه دادن اين ناگفته ها با استفاده درست از عناصر سينمايي نظير ميزانسن و طراحي صحنه و بازيگري خوب بازيگران، از شاخصه هاي مهم اين فيلم است. فيلم «شكارچي شنبه» همچنين داراي پاياني تأمل برانگيز است. در پايان اين فيلم شاهد به قتل رسيدن پدربزرگ به دست خود بنيامين هستيم. صحنه اي كه مي توان آن را نوعي پيش بيني سرنگوني رژيم صهيونيستي، آن هم در اثر ظلم ها و ستم هاي خود آنها است.

چشمان آبي زهرا
«چشمان آبي زهرا» در اصل يك سريال بود كه از شبكه هاي داخلي و برون مرزي صدا و سيما به نمايش درآمد. اما يك نسخه سينمايي هم از روي آن تهيه شد كه در برخي محافل از جمله كنفرانس بين المللي انتفاضه اكران شد.
فيلم/ سريال «چشمان آبي زهرا» نيز همچون اكثر آثاري از اين دست، جنايات رژيم صهيونيستي و مصائب ملت مظلوم فلسطين را در قالب يك روايت انساني و بشر دوستانه روايت مي كند.اين اثر به كارگرداني سعيد سلطاني درباره جستجوي يك گروه پزشكي اسرائيل در اردوگاه هاي فلسطيني براي يافتن يك كودك است تا چشمان او را به جاي چشمان فرزند يكي از مقامات بلندپايه اسرائيل پيوند بزنند. اين فيلم روايتي نمادين از به وجود آمدن كشور جعلي اسرائيل است. به اين معني كه تئودور، به عنوان يك كودك ناقص الخلقه، استعاره اي از رژيم صهيونيستي است كه با دزديدن اجزاي سايرين در پي زنده نگاه داشتن خود است. اين فيلم همچنين بر اين واقعيت كه اسرائيل بزرگترين قاچاق كننده اعضاي بدن كودكان است صحه مي گذارد.
پخش «چشمان آبي زهرا» در سال هاي ابتدايي دهه 1380 واكنش هاي فراواني را در پي داشت. از جمله اين كه در آن زمان نمايش اين سريال از شبكه جهاني سحر باعث شد كه دريافت تصاوير اين شبكه در فرانسه قطع شود!

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4630 | بازدید امروز : 59 | کل بازدید : 1182963 | بازدیدکنندگان آنلاين : 4 | زمان بازدید : 2.1875